X
تبلیغات

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

گروه موسیقی آوای غزل 09189310471
 
گروه موسیقی آوای غزل 09189310471
درباره وبلاگ


این وبلاگ جهت ساخت کلیپ از شعر تا تنظیم و اختصاصی کردن سبک و ضیط و ...
همچنین جهت انجام خدمات مجالس شاد همشهریان و هموطنان کرد زبان از قبیل:جشن نامزدی و عقد و حنابندان و عروس و پاتختی و جشن تولد و گودبای پارتی و جشن ترخیصی وجشن فارق التحصیلی و مهمانیها خانوادگی و کنسرت برای ارگانها و سازمانهای دولتی و خصوصی جهت مناسبتها و اعیادو ...
شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 :: 11:26 ::  نويسنده : وحید اکجوان
سلفژ (به فرانسوی: Solfège)‏ در موسیقی، تکنیکی آموزشی برای آواز خوانی است که در آن هر نت میزان با سیلاب خاصی که سیلاب سلفژ ( یا سلافا سیلاب) نامیده می‌شود، خوانده می‌شوند. هفت سیلاب که عملاً استفاده می‌شوند عبارت‌اند از:دو، ر، می، فا، سل، لا، سی (یا تی). برای سلفژ تعاریف متعددی بیان می‌شود. سلفژ را می توان خواندن یک سری نت ها به صورت پی در پی و پشت سر هم و با رعایت قوانین نت ها و سکوت ها و ... معرفی کرد. پایه ی یادگیری سلفژ دانستن ارزش زمانی هر نت است و در کنار این باید ارزش زمانی هر سکوت را نیز بدانیم.

تقسیمات صدای انسان


۱- سوپرانو :صدای زیر زنانه

۲-متسو سوپرانو : صدای متوسط زنانه

۳-كنترالتو : صدای بم زنانه

۴- تنور : صدای زیر مردانه

۵- باریتون : صدای بم یا صدای متوسط مردانه

۶- باس : صدای بم مردانه و بهترین صدای مردانه


علم سلفژ در موسیقی

به طور خلاصه؛ خواندن و نوشتن نتهای موسيقی را که اغلب با آموزش تئوريک همراه است « سلفژ » می گوييم. ۳ رکن اساسی را می توان در آن تفکيک نمود که عبارتند از: خواندن ( نت خوانی ) نوشتن ( ديکته موسيقی) تئوری موسيقی که مفهوم سلفژ را می توان به مورد اول نزديکتر دانست. سلفژ از دروس مهم و همیشگی هنرستان ها، دانشگاه ها و کنسرواتورهای موسیقی دنیا می باشد و تمام نوازندگان، خوانندگان، آهنگسازان، تنظیم کنندگان موسیقی و رهبران ارکستر و تمام فعالان عرصه موسیقی باید تسلط کامل بر روی این درس داشته باشند.

در سلفژ سه مبحث به طور متناوب و جداگانه آموزش داده می شوند:

  1. صدا خوانی (به ایتالیایی: CANTATI)‏ (کانتاتی)
  2. وزن خوانی (به ایتالیایی: PARLATI )‏ (پارلاتی)
  3. دیکته موسیقی (به انگلیسی: MUSIC DICTATION)‏
۱- کانتاتی CANTATI : کانتاتی به معنی خواندن صدا و فرکانس نت ها به شکل صحیح و دقیق است. دراین درس هنرجو این توانایی را پیدا مکند که صدای هر نت دقیقا آن گونه که هست بخواند.یعنی به طوری که اگر نت دو به همراه پیانو خوانده شود، صدایی که از حنجره فرد خارج می شوددقیقا با پیانو یکسان است. در نهایت هنرجو در این درس توانایی خواندن انواع نت را به طور دقیق و در گام های مختلف پیدا میکند.

۲- پارلاتی PARLATI (وزن خوانی): جهان را ریتم به نظم کشیده و موسیقی بدون ریتم حکم نقاشی بدون قلم و رنگ رو دارد.از این رو مطالعه ی انواع وزن ها و الگوهایی ریتمی برای هر علاقه مند به موسیقی بسیار مهم و ضروری می باشد. وزن خوانی(پارلاتی) در واقع همان خواندن کشش نت هاست .

۳-دیکته موسیقی MUSIC DICTATION: در دیکته، دیکته ریتم و دیکته صدا به طور متناوب کار می شود و هنر جو با ممارست و تمرین فراوان توانایی نوشتن نت موسیقی که می شنود را پیدا می کند.

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 10:11 ::  نويسنده : وحید اکجوان
دو نقطه

هرگاه دو نقطه سمت راست نت یا سکوتی گذاشته شود ، نقطه اول به اندازه نصف ودوم به اندازه 4/1 به ارزش کشش آن نت یا سکوت می افزاید .

 

 

 

اگر نقطه در بالا یا زیر نت قرار گیرد ، نصف ارزش زمانی آن نت اجرا شده و بقیه آن تبدیل به سکوت می شود .

 

این اجرا و علامت آن را مقطع می نامند .

 

اگرخط افقی کوتاهی در بالای نقطه بالا و یا زیر نقطه پایین نت قرار گیرد و یا خط اتصالی برروی چند نت ( که بالای آنها نقطه دارد ) قرار گیرد  4/3 ارزش زمانی هریک از نت ها اجرا و بقیه تبدیل به سکوت می شود .

 

 

 

این اجرا و علامتها ی آن را نیمه مقطع می نامند .

 

 

    اگراین علامتYدربالا یا  زیرنتی  قرار گیرد 4/1 ارزش زمانی آن نت اجرا شده و بقیه آن تبدیل به سکوت می شود .

این اجرا و علامت آن بیش مقطع می نامند .

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 10:7 ::  نويسنده : وحید اکجوان
علامتهای دیگر کششها

 

چون هفت شکل نت ها و سکوتها برای تمام کششهای لازم درموسیقی کافی نیست از این روی علامتها دیگری نیز به کار می روند که عبارتند از : خط اتحاد ، نقطه ، دونقطه .

 

 

خط اتحاد :

خطی است منحنی که دربالا یا پایین دونت همنام و همصدا گذارده می شود و کشش آن دو نت را با یکدیگر متحد می کنند .

 

 

نقطه

هرگاه نقطه ای سمت راست نت یا سکوتی قرار گیرد ، نصف بر کشش آن نت یا سکوت اضافه می شود .

 

 

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 10:5 ::  نويسنده : وحید اکجوان

اگردر قطعه ای به دو میزان سکوت احتیاج باشد ، مانند شکل می شود .

 

 

 

 

 

و اگر چهار میزان سکوت لازم باشد ، مانند  شکل نوشته می شود .

 

 

 

 

سکوتهای طولانی را به وسیله مستطیلی افقی مشخص می کنند که بر روی عددی قرار دارد عدد مزبورمعرف تعداد میزانهای سکوت دار است .

 

 

 

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 10:5 ::  نويسنده : وحید اکجوان

ارزش گرد بر حسب زمان قراردادی است یعنی ممکن است 2 یا 4 ثانیه یا کمتر یا بیشتر طول بکشد .

اگرنت گرد در یک قطعه موسیقی 4 ثانیه طول بکشد نت سفید 2 ثانیه نت سیاه 1 ثانیه و نت چنگ 2/1 و نت دولا چنگ 4/1 و نت سه لا چنگ 8/1 و نت چهار لا چنگ 16/1 ثانیه طول می کشد .

 

 

یاد آوری : چنانچه چنگها و دولا چنگها و غیره از یکی بیشتر باشند پرچم آنها معمولاً با دسته هایی دوتایی و سه تایی و چهار تائی ( بنا به وضع میزانها ی مختلف به وسیله خطوط افقی یا مایل به نام شاهین بهم متصل می شوند ؛ ولی در موسیقی آوازی به منظور تطبیق با اجزاء هجاهای کلمات پرچم نت های چنگ و غیره به شکل منحنی و جدا ازیکدیگر نوشته می شوند .

 

 

سکوتها :

برابر کششهای مختلف صداها و به منظور جدا کردن صداها از یکدیگر علامتهائی برای سکوتها با همان نامها در موسیقی به کار می رود که عبارتند از:

سکوت گرد مضاعف ( باارزشی معادل دو برابر گرد ) ، سکوت گرد ، سکوت سفید ،سکوت سیاه ،سکوت چنگ ، دولا چنگ ، سکوت سه لا چنگ ، سکو ت چهار لا چنگ .

 

 

 


پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 10:3 ::  نويسنده : وحید اکجوان
نسبت امتدادهای  مذکور به یکدیگر را با این شکل  نیز می توان نشان داد :

 

 

    به طوریکه ملاحظه می شود یک گرد معادل با 2 سفید یا 4 سیاه یا 8 چنگ یا 16 دو لا چنگ یا 32 سه لا چنگ یا 64 چهار لا چنگ است .

 

و یک سفید معادل با 2 سیاه 4 چنگ و ... است .

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 10:2 ::  نويسنده : وحید اکجوان
وزن

    منظورازوزن درموسیقی به کار بردن صداها و سکوتها با امتدادهای گوناگون است که از نظرزمان با یکدیگر متناسب باشند .

برای تعیین  امتداد کششهای صداها هفت شکل درموسیقی به کارمی رود به این ترتیب :

 

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 10:1 ::  نويسنده : وحید اکجوان
نردبان موسیقی

     مجموعه صداهائی را که معمولا در موسیقی مورد استفاده قرار می گیرد بر روی دو حامل ( به فاصله یک خط ) به نام حامل عمومی ( 11 خطی ) با استفاده از تعدادی خطوط اضافه می نویسند .

 

این مجموعه را نردبان موسیقائی می گویند . در نردبان موسیقائی زیر صداهای محدود در پیانو نوشته شده ، ولی نردبان حقیقی موسیقائی از این مثال هم گستره بیشتری دارد .

 

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 10:1 ::  نويسنده : وحید اکجوان
صدای انسان معمولاً به شش طبقه تقسیم شده است که هریک دارای گستره ای و کلیدی مخصوص به خود است :

سپرانو ( صدای زیر )

متسوسپرانو(صدای متوسط )                                                                   

آلتو یا کنتر آلتو ( صدای بم )

تنور( صدای زیر )

باریتون ( صدای متوسط )

باس ( صدای بم )

 

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:59 ::  نويسنده : وحید اکجوان
  به وسیله حامل یازده نت شناخته می شود ، به این ترتیب :

پنج نت در روی خطوط ، چهار نت در میان خطوط ویک نت در بالا ( چسبیده به خط پنجم ) و یک نت در زیر حامل ( چسبیده به خط اول )

                                      نت بالای حامل                        نت های میان خطوط                              نت های روی خطوط

نام نت های موسیقی

    نت هائی که درموسیقی به کار می روند ،  هفت نام مختلف دارند :

                          دو ( اوت ) ، ر، می ، فا ، سل ، لا، سی ،

در انگلستان و آمریکا و آلمان A  به جای لا و B  به جای سی ، C  به جای دو، D  به جای ر، E به جای می ، F  به جای فا،G به جای سل کار برد دارد ؛ با این تفاوت که در آلمان B معرف سی بمل و H  معرف سی است  .

 

کلید

    کلید علامتی است که سمت چپ حامل قراردارد و نام موقعیت صدای نت ها را تعیین می کند .

کلید های که درموسیقی به کار می روند  عبارتند از : کلید سل ، کلید دو ، کلید فا ،

 

کلید های فا                      کلیدهای دو                         کلید سل

  کلیدهای یاد شده برروی حاملی که دارای  یازده خط است ( و حامل عمومی نام دارد ) موقعیتی مانند شکل زیررا دارند . به عبارت دیگر ، هر کلید بر روی حامل پنج خطی واقع شده ، ولی سطح خطوط حامل آن با سطح خطوط حامل کلید دیگر متفاوت است . مثلا ً خط اول حامل کلید سل شش خط بالاتر از سطح حامل کلید فا قراردارد .

 

 

قسمت صداهای متوسط                                                        قسمت صداهای بم

قسمت صداهای زیر                                                                                                                            

  

    کلید سل معمول ترین کلید هاست و مبنایش خط دوم حامل پنج خطی ( خط هشتم حامل یازده خطی) است .

با کلید سل نتی که درروی خط دوم حامل قراردارد سل نامیده می شو د و بقیه نت ها به نسبت نت مزبور  شناخته می شوند . نت سازهائی مانند ویلن و فلوت و ابوا و قره نی و دیگر سازهایی که صدای زیر دارند با این کلید نوشته و اجرا می شود .

 

 

نام نت ها بروی حامل با کلید سل

 

 

 

کلید فای خط چهارم را کلید باس  نیزمی نامند ومورد استفاده سازهائی مانند کنترباس و ویلنسل و باسون و غیره است .

کلید فای خط سوم کلید باریتون و کلید دوی خط چهارم کلید تنور نامیده می شود . کلید دوی خط سوم کلید کنترآلتو و مورد استفاده سازهایی مانند ویلون آلتو و ترمبون آلتو است . کلید دوی خط دوم کلید متسو سپرانو و کلید سپرانو و کلید سل کلید آواز نام دارد .

    علت وجود کلیدهای مختلف درموسیقی جلو گیری از ازدیاد خطوط اضافه ودر نتیجه سهولت در نت خوانی و اجرای قطعات است و ضمنا ً آشنائی کامل با آنها عمل «انتقال» نظری را بسیار آسان می کند . 


خطوط اضافه

    هرگاه نت ها از بالا و پائین حامل تجاوز کنند با استفاده از خطوط کوچک و موازی با حامل نوشته می شوند .

 

 

نام نت ها با خطوط اضافه دربالا و پایین

حامل با کلید سل

 

 

     یاد آوری : اگر خطوط اضافه دربالای حامل  بالاتر از نت  ها ودرپائین حامل پائین تر از نتها قرار گیرند ، تغییر درنام و صدای آنها نخواهند داد ؛ بنابراین احتیاجی به وجود آنها نخواهند بود .

 

 

 




پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:55 ::  نويسنده : وحید اکجوان

نت اهنگ تارانتلا tarantella برای فلوت

تارانتلا  tarantella یک نوع رقص ایتالیایی است که به تدریج تندتر می شود این اهنگ به ۵ بخش تقسیم می شود بخش های ۱ و ۲ و ۳ شناسایی هستند یک بخش را در زمان مشخص یاد گرفته سپس تمام قطعات را با همان سرعت  ثابت بنوازید وقتیکه توانستید ان …

نت انار انار

نت انار انار

نت انار انار را که  تنظیم شده برای گیتار است در سایت نت کده قرار داده ام . برای دیدن نت انار اناربهمراه متن ترانه با نت کده همراه باشید . برای دیدن نت انار انار روی عکس این نت کلیک کرده تا نت را در اندازه واقعی ببینید. متن …

نت باباکرم برای پیانو

نت بابا کرم برای پیانو

نت بابا کرم برای ساز پیانو در سایت نت کده در قسمت نتهای پیانو قرار داده شده است . این نت زیبا را در این مطلب مشاهده خواهید کرد . برای دیدن نت در اندازه واقعی روی عکس نت کلیک کنید . برای دیدن نت و متن آهنگ بابا کرم …

نت اهنگ Push از کارهای Avril Lavigne برای پیانو1

نت اهنگ Push از کارهای Avril Lavigne برای پیانو

نت اهنگ Push از کارهای Avril Lavigne برای پیانو نت اهنگ پوش از اوریل لوینگ تنظیم شده برای پیانو را در قسمت نت های پیانو در سایت ارشیو رایگان نت های موسیقی یعنی نت کده قرار دادیم تا تمام دوستان عزیز بتوانند از این نت زیبا استفاده و لذت ببرند …

نت تو سینه این دل من

نت تو سینه این دل من

نت ترانه تو سینه این دل من ” نت آهنگ تو سینه این دل من یا همان حسود از داریوش رو براتون قرار دادم . برای دانلود رایگان نت تو سینه این دل من که برای گیتار تنظیم شده است و دیدن متن ترانه تو سینه این دل من این …

نت پرندگان خشمگین

نت پرندگان خشمگین

نت پرندگان خشمگین : برای علاقمندان به بازی پرندگان خشمگین نت این بازی بسیار زیبا رو قرار دادم این نت برای پیانو تنظیم شده اگر شما هم نت آهنگهای بازی رو در اختیار دارید با دوستان خود به اشتراک بگذارید . نت پرندگان خشمگین  برای دیدن نت که در ۲ …

نت آهنگ چشم انتظار

نت آهنگ چشم انتظار

نت آهنگ چشم انتظار : نت بسیار زیبای چشم انتظار رو به همراه متن ترانه در اختیار دوستان قراد دادم نظر یادتون نره و منتظر نتهای زیبای شما هم هستم. نت چشم انتظار برای ساز گیتار تنظیم شده است . نت آهنگ چشم انتظار متن ترانه چشم انتظار به دیدن …

نت لیلی لیلی

نت آهنگ لیلی لیلی

نت آهنگ لیلی لیلی : نت لیلی لیلی یک نت بسیار زیبای محلی کردی می باشد برای ساز نی هفت بند . برای مشاهده نت در ابعاد واقی روی عکس نت کلیک کرده . نت آهنگ لیلی لیلی

love theme form out of africa by john barry

نت آهنگ با نام love theme از کار های زیبایی johan barry

نت آهنگ  با نام  love theme  از کار های زیبایی johan barry  و از آلبوم  out of afric تنظیم شده برای پیانو  این نت از کار های اهنگ ساز بزرگ جان باری که یکی از اهنگ سازان فیلم می باشد نوشته شده است .   برای مشاهده نت ها در …

نت اهنگ

نت اهنگ صدای پا

نت اهنگ صدا پا  یکی از کار های زیبای گوگش این نت اهنگ  باریتم ۱۲۰ و ۶/۸ می باشد این نت نت زیبایی است که توسط خواننده  گوگوش اجرا شده است نت تنظیم شده برای ساز های اوت است ویولون پیانو کیبورد و…..       نت اهنگ,نت موسیقی,نت کده,نت …

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:46 ::  نويسنده : وحید اکجوان

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:46 ::  نويسنده : وحید اکجوان

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:45 ::  نويسنده : وحید اکجوان

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:44 ::  نويسنده : وحید اکجوان

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:44 ::  نويسنده : وحید اکجوان

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:35 ::  نويسنده : وحید اکجوان

بیوگرافی امین نیکو

امین نیکو : 
متولد خرداد 1358، درشهرستان کرمانشاه می باشد. در حال حاضر ساکن تهران می باشد.او مجرد است و دارای یک خواهرکوچکتر و یک برادر بزرگتر است.


http://www.ganja2music175.com/Image/Post/06.90/Amin-Nikoo---Zire-Baroon.jpg

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:35 ::  نويسنده : وحید اکجوان

منوچهر طاهرزاده (متولد ۱۳۳۱ در کرمانشاه- درگذشت ۱۴ آذر ۱۳۸۲آهنگساز و خواننده سبک پاپ، نوازنده ویلون و سه تار.

بعضی از مواقع یاد این می افتم که وقتی ۵ سالم بود دو جلسه اواز رو از استاد یاد گرفتم برای گروه سرود.یادش به خیر ان وقت استاد حالش اصلا خوب نبود زیرا بعضی ها که چشم دیدن کار استاد با داریوش اقبالی و شاهرخ را نداشتند استاد را به اعتیاد کشانده بودند.

استاد طاهرزاده کسی بود که به تنهایی و فقط با کمک پدرش تمامی ساز ها را یاد گرفت و درسته در شهر خودش بود اما در غربت کامل در گذشت.

در دفترات خاطراتم نوشته بودم “ان روز که گفتند استاد درگذشت اندازه ی مرگ مادر بزرگم گریه کردم”من که فقط ۹ سالم بود هرروز بهشت زهرا بودم .شخصی مثل استاد پریزاد استاد پیانو او را فراموش نکرد اما بقیه چه ساده فراموشش کردند به سادگی اب خوردن.

گاه در خلوتی پنهان ترانه های اغشته در غمش را زمزمه میکنم و میخواندم با ترانه هایش بزرگ شدم به قول یکی از دوستان “سهیل تو با منوچهر طاهرزاده شروع کردی و با او نیز به پایانش میرسانی.

او سی و پنج سال خواننده بو.د و هنوز هم خواننده است بعد از او شعله موسیقی و مخصوصا خوانندگی در کرمانشاه خاموش شد و ندیدیم بعد از ان صدایی غمگین گوشمان را نوازش کند.

نمونه ای از ترانه ایشان که مشترک با محمدرضا فتاحی سروده اند:

…………………………………………………………………………….

کوچ:

کوچ غمناک پرستو های شاد      در غروبی پر و ملال بی صدا

  خبر عریونی باغا رو داد        پاییز اومد این ور پرچین باغ

  تا بچینه برگ و بار شاخه ها    کسی از گل ها نمی گیره سراغ

بیا در سوگ دلگیر گل سرخ       بخونیم شعری از دیوان گریه

من و تو زاده ی فصل خزانیم      دو تن پرورده ی دامان گریه

شده ابری چون فضای سینمون     قصه ی بی غمگساری های ما

می دونم پایان نداره بعد از این     غصه ی بی برگ و باری های ما

پاییزه پاییز عریون                 من و تو خسته و گریون

می نویسم با دل تنگ           رو گلبرگ شقایق

فصل دلتنگی پاییز             فصل غمگینی عاشق

(این ترانه را شاهرخ نیز خوانده است)


………………………………………………………………………………….

کوچه ی میعاد سناریوی بسیار قویی از استاد هست که نشون میده کسی رو نداشته و کلا رفیقی کمکش نکرده و از کوچه میعاد م میگه بسیار خارق العاده اس  این اهنگ و ترانه ای اون سرشار از تشبیه و استعاره است.


……………………………………………………………………………………………………..

اهنگ معجزه شرقی در این اهنگ  استاد به تنهایی توانست تمام سازهای زنده را به تنهایی بزند و ترانه این اهنگ انقدر عمیق هست که شما شاید دقیقه های زیادی را فکر فرو بروید


………………………………………………………………………….

اهنگی از استاد به وضع زمانه که بیشتر ساز ها شون رو خودشون زدند واقعا ترانه ای قوی داراست

نسل انسان در قرن بی باور ، پشت هیچستان می شود پرپر 

نفرت و نفرین بر چه می نالند ، بر چنین قرن زشت بی باور 

 

نه کلامی ز هم زبانی ها 

نه نشانی ز مهربانی ها 

کس ندارد به مهر کس پیوند 

شهر دل ها به سوی یک لبخند 

واژگون گردی ، ای قرن بی باور 

قرن جنگ و جر 

ای قرن شور و شر 

در بلوغ فصل سخت آهن و دود 

حرص دنیا ، حسرت سود 

آدمی را کرده نابود 

بنگر ای معبود 

در غریبستان این قرن شب آلود 

طاقت دلها بفرسود 

جلوه کن خورشید موعود


واقعا دانلود نکنید این رو از یه ترانه خیلی خیلی قوی بهره نمیبیرید پس دانلودش واقعا زیباست

………………………………………………………………………..

در اخر امیدوارم فاتحه ای را نثار روح پاک و مقتدرش بکنید و ترانه های و ملودی های رو که استاد ساخته اند فهمیده باشید

ایشات وقتی در اوج بود متاسفانه دوستانش او را به دام اعتیاد بردن…….

مرحوم طاهرزاده خواننده کرمانشاهی به علت بیماری کبدی در آی سی یو ۱۱ صبح بیمارستان طالقانی کرمانشاهدر گذشت و پیکرش شانزدهم آذر ماه در آرامستان کرمانشاه به خاک سپرده شد.

بر اثر بیماری هپاتیت C درگذشت


روحش شاد..............

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:34 ::  نويسنده : وحید اکجوان
بیوگرافی
حسین صفامنش هنرمندی از دیار کرمانشاه حسین صفامنش متولد تیرما 1355 در شهر کرمانشاه است. او از همان دوران نوجوانی با موسیقی مأنوس بود و به واسطه ی صدای زیبایش عضو گروه سرود مدرسه کاشانی شد و به جشن های دهه ی فجر آهنگ های شاد کردی می خواند. صفامنش شیفته و شیدای صدای مردانه و پرطنین هنرمندان کرد زبان همچون استاد حسن زیرک ،ماملی،علی مردان،طاهر توفیق ،کاک ناصر و... بود و عشق به صدای این هنرمندان وی را وارد دنیای خوانندگی کرد. صفامنش جوان صدایی زیبا و دلنشین داشت و سرشار از استعداد بود ولی به دلیل نبود امکانات و راهنمایی دلسوز تا مدت ها عرصه ای برای بروز استعدادهای خود نیافت. در سال 77 کسانی مثل استاد سیاوش نورپور با شنیدن صدای وی، به او گفتند که اگر به صورت جدی تر به عرصه ی موسیقی بپردازد، مطمئناً آینده درخشانی در انتظارش خواهد بود. اولین محبوبیت با «خویشگه خاسه گه م» آلبوم «خوه یشگه خاسه گه م» اولین کار جدی حسین صفامنش در عرصه ی موسیقی کردی است که در سال 79 با همکاری نوزاد خطاط (نوازنده ی مهابادی) وارد بازار شد و بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت. شعر این آهنگ سروده های آقای اسد چراغی از شاعران مطرح کرمانشاهی است. با استقبال بالای مردم از «خوه یشگه خاسه گه م»، حالا دیگر آوازه ی او کم کم به عنوان یک خواننده ی خوش صدا کُرد همه جا پیچیده بود. آشنایی با استاد مجتبی میرزاده این هنرمند کرمانشاهی در سال 81 برای نشان دادن استعدادهایش در عرصه ی موسیقی نزد زنده یاد مجتبی میرزاده رفت، و صدایش بسیار مورد تائید استاد قرار گرفت. اما به دلیل ناخوش احوالی زنده یاد میرزاده و همچنین سنگین بودن هزینه های مالی تولید یک اثر موسیقایی، این ارتباطات به سرانجامی نرسید. انتشار اولین آلبوم رسمی حسین صفامنش با وجود همه ی مشکلات موجود بر سر سراه انتشار این و تنها به عشق ترویج موسیقی کردی، بالأخره در سال 84 با هزینه شخصی اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان«ئیواره»، با تنظیم و آهنگسازی فرشاد رستمی و با اشعاری از شاعرانی همانند اسد چراغی و ناهید محمدی منتشر کرد. حاصل کار یک آلبوم بسیار پرفروش بود، البته بیشتر در غالب نسخه های کپی! که توسط برخی استریوها به شیوه ای کاملاً ناجوانمردانه انجام شد، که انگیزه های صفامنش برای تولید آثار دیگر را بسیار کم کرد. لازم به ذکر است که همه ی کارهای آلبوم «ئیواره» به غیر از یک آهنگ شاد فولکلور هورامي( گول بازی)، جدید بودند. کنسرت بزرگ مهاباد کنسرت مهاباد در سال 84 را باید یکی از موفق ترین کنسرت های صفامنش طی آن سال ها قلمداد کرد که با استقبال فراوان مردم هنردوست مهباد روبرو شد. او در این کنسرت توانست به خوبی توانایی های خود در عرصه ی موسیقی کردی را به رخ همگان بکشد. آلبوم «سروه» با الهام از موسیقی شاد فولکلور آلبوم «سروه» کار دیگر ی بود که این خواننده در سال 85 با همکاری لاوک لطیف به بازار عرضه کرد. فضای این آلبوم نسبت به آلبوم قبلی بسیار شادتر بود و با استقبال بسیار زیاد مردم مواجه شد. صفامنش «سروه» را به خاطر جلب رضایت آن بخش از دوست داران صدایش كه طرفدار آهنگ های شاد کردی هستند، به بازار عرضه كرد. او با این کار نشان داد که هم توانايي انجام كارهاي جدي همانند «ئيواره» را داراست و هم در تولید كارهاي شادی مثل «سروه» توانمند است. کنسرت بزرگ تهران پس از سال ها انتظار، حسین صامنش اولین کنسرت رسمی و بزرگ خود را همراه با گروه موسیقی «ژوان» را در روزهای 5 و 6 خرداد ماه در «سالن سوره» تهران به سرپرستی رهام سبحانی برگزار کرد. کنسرت تهران فرصتی بود برای اینکه او با اجرای ترانه های خاطره انگیز کردی توانایی های خود در زمینه ی خوانندگی را به رخ همگان بکشاند و در این راه نیز بسیار موفق بود. کنسرت پرشور سنندج دومین کنسرت حسین صفامنش در بهار 90 در شهر زیبای سنندج و به مناسبت تولد حضرت علی (ع) برگزار شد. او در دومین همکاری خود با «گروه موسیقی ژوان» این بار به عنوان خواننده ی اصلی به اجرای مجموعه ای از زیباترین آهنگ های فولکلور کردی و همچنین چند کارجدید پرداخت، و با هنرنمایی خود بارها و بارها جمعیت حاضر در سالن را وجد آورد. صفامنش در این کنسرت آثاری از هنرمندان نامدار کرد همانند: حسن زیرک (شه و)، مظهر خالقی (ئاموزا گیان، بوی دینم، ئه ی وه ی له رزانه و بازی بری یان)، (گه لاویژ، شه و چرای دیواخان، رازیانه رازیانه و که نیله) و شوان پرور (له م لانو)، با تنطیم های زیبایی از رهام سبحانی و محمدرضا کاکاوند را به زیبایی هرچه تمام تر اجرا کرد. همچنین وی به اجرای دو آهنگ از کارهای خود به نام های «خویشگه خاسه گه م» و «ئه ی خودا» نیز پرداخت. خواننده ای مسلط به گویش های مختلف زبان کردی حسین صفامنش به اجرای آهنگ با گویش ها ی مختلف کردی همانند: هورامی، کلهری، جافی (سورانی)، لری، لکی تسلط کافی دارد، یک ویژگی برجسته که معدود خوانندگانی از آن بهره مند هستند. او همچنین به مقام خوانی بسیار علاقه مند بوده و در کنسرت سنندج و تهران نیز یک مقام کردی در دستگاه شور و آواز دشتی را با تسلط اجرا کرد. او کارهای مقام خوانانی همچون: طاهر توفیق، علی مردان کاک ناصر و ...را همیشه دوست داشته است.

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:32 ::  نويسنده : وحید اکجوان
استاد فريدون صديق بعد از سرنگونی دولت دکتر مصدق در فضای متشنج و در حال تحول ایران در سال ۱۳۳۳ متولد شد. به راحتي مي توان گفت كه اين فضاي در حال تحول و دگرگوني در روح و روحيه اين هنرمند تاثيري عميق داشته و به راستي او فرزند تحول و دگرگوني بوده و براي رسيدن به اين هدف هزينه هاي مادي و معنوي فراواني را پرداخته... .

فريدون صديق در خانواده اي باسواد ، دردمند و وطن پرست متولد شد. خواندن و نوشتن را با معيارهاي انساني آموخت. دوران ابتدايي را در مدرسه اعظم زنگنه در يكي از محله هاي قديمي كرمانشاه سپري كرد.

وجود ادبيات غني و روحيه خاص وي ، او را بيشتر به سمت دنياي هنري كشيد كه از همان دوران كودكي به كلاس هاي موسيقي و آواز رفت و باعث شد بعدها با بزرگان موسيقي و آواز، هم تراز و هم خوان شود. زنده ياد منوچهر طاهرزاده ، زنده ياد سهيل ايواني ، اقبال حاجبي و...  ازجمله دوستان نزديكان وي و هنرمندان هم تراز به شمار مي روند.

علاقه وي به هنر باعث شد نه تنها در زمينه موسيقي بلكه در هنر تئاتر هم او را موفق و سربلند ببينيم ، اجراي موفق او در تئاتر ها و جشنواره هاي سالهاي ۵۷ تا ۶۳ هرگز از ياد هنرمندان تئاتر نخواهد رفت . سالن هاي تئاتر سنندج ، مريوان ، پاوه ، اسلام آباد غرب و كرمانشاه در خاطره شيرين خود اجراهاي دل انگيز و ماندگار او را هيچ گاه فراموش نخواهد كرد. گروه هاي((چاه و آفتاب)) ، ((تنديس عيسي)) و... با محوريت اين هنرمند ، موفق به دريافت جوايز متعددي در جشنواره هاي فراواني شده اند.

استاد فريدون صديق در سن ۱۵ سالگي اولين سرود خود را در سال ۱۳۴۸ در راديو ملي ايران اجرا كرد و در سال ۱۳۵۵ برنامه هاي تصويري اين هنرمند به عنوان تك خوان گروه ((سنندج)) در تلوزيون ملي پخش شد ، بزرگاني همچون اقبال حاجبي به عنوان رهبر اركستر گروه موسيقي او را همراهي مي كردند . همكاري و هم خواني و اجرا با هنرمنداني چون جابر طاعتي ، نجم الدين غلامي ،  زنده ياد حشمت الله لرنژاد ، جمشيد  عزيز خواني ، اسماعيل سابور ، زنده ياد اسماعيل پيرخدري ، برادران نيك خواه ، فرهاد بابان و همچنين اجراهاي فراوان با صداو سيما ايران ، گوشه اي از كارها و زحمات اين هنرمند مي باشد.

در زمان انقلاب سروده هاي انقلابي و ضد استعماري وي هر روز از صدا و سيماي كرمانشاه و ايران علي الخصوص از راديو به وفور پخش مي شد . سروده هاي معروف و ماندگاري چون ((هاوار صد هاوار دردي كردان گرانه))،((تا كي وا بوم))،((غلاي نيشتمان ))،(( آمريكاي ظالم))،((تو اي بيگانه برو بيرون))،((روله انقلاب))،((وطن))كه با همكاري زنده يادان منوچهر طاهرزاده و سهيل ايواني و آقايان مسعود زنگنه مجد ، ابوالقاسم پرنديان و... همراه بوده است.

حدود ۲۲ سال يعني تا سال ۱۳۸۳ فعاليت هنري فريدون صديق در ركود و سكوت باقي ماند، تنها چندين سال است كه وي فعاليت اش را با چندين آهنگ موفق كه روانه بازار كرده است از سر گرفته.

وي پس از مرگ همسرش هيچ گاه ازدواج نكرده است و تا كنون تنهاو يگانه با كوله باري از تجربه در حال ساخت سروده هاي تازه اي مي باشد.


پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:32 ::  نويسنده : وحید اکجوان
وی در سال ۱۳۲۶ در کرمانشاه متولد شد و در سن ۷ سالگی موسیقی را شروع و در سن ۱۳ سالگی مدرس موسیقی شد. با ارکسترهای رادیو همکاری داشت و در سن ۱۷ سالگی اولین آهنگ او با ارکستر گلها با صدای کورس سرهنگ زاده ضبط شد . مدت ها در تهران و کرمانشاه فعالیت موسیقی داشت و گروه تنبورنوازان کرمانشاه را تشکیل داد که کار آن گروه در سال ۵۸ در تالار رودکی (تالار وحدت تهران) با خوانندگی سید جلال الدین محمدیان با آهنگ باز هوای وطن توانست ساز تنبور را به جماعت هنردوستان و هنرمندان معرفی نماید. حدود ۱۵۰ آهنگ حقانی و مجازی تنبور را ضبط نمود که فعلاض خوانندگان امروز از آن کارها در گروه تنبور استفاده می کنند .

ر سال ۵۷ مرکز حفظ اشاعه موسیقی را در کرمانشاه با آقای مظهر خالقی راه اندازی نمود .

مسعود زنگنه در کارهای موسیقی محلی - ایرانی و موسیقی فرنگی آشنایی کامل داشته و شاگردانی در این زمینه تربیت نموده و تحویل جامعه هنری داده است

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:31 ::  نويسنده : وحید اکجوان

اصغر نوربخشیان متخلص به (قلندر) متولد ۱۳۳۰ کرمانشاه.

فعالیت هنری وی در ضمینه شعر و ادبیاث میباشد.

قطعه کردی در وصف بزرگ مرد موسیقی کرد استاد اسماعیل مسقطی در زمان حیات وی در قهوه خانه سنتی پوریای ولی در حضور اساتید بزرگ شعر کرمانشاه بصورت فی البداهه سروده شده.

شایان به ذکر است اسماعیل مسقطی در ۳/فروردین/۱۳۸۷ به دیار باقی شتافت.

قطعه سروده شده از استاد قلندر:

بزم باصفا و پای نماد طاق               چهچه قناری و سیره و غازلاق

سرپنجه شیرین تار اسماعیل خان    مقام مارگسته و چرای دیواخان

حنجره کهن وییرده سالان               صدا چیون گاره کوک سریالان

جای ساقی خالی ابرو گشاده         تا سرمست بکی یاران و باده

مجلس انس و جمع ادیبان              کی بودن زیره بویده کرمان

هر چن کلامم ساده سوبی گیان     ران ملخ و بارگای سلیمان

قلندر خریف بزم راز نیه                 عرصهی سیمرغ جای پرواز نیه

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 :: 9:31 ::  نويسنده : وحید اکجوان

شناخت دستگاه ها و گوشه های موسیقی سنتی ایرانی 

دنیای موسیقی سنتی ایرانی، بزرگ و برای خیلی هایمان نسبتا ناشناخته است. بیایید با دستگاه ها و گوشه های آوازی اش آشنا شویم. گاهی آدم فکر می کند اگر این امیر کبیر بنده خدا در تاریخ کشورمان حضور نداشت، چند سال قرار بود در خیلی زمینه ها عقب بیفتیم؟ حالا قضیه موسیقی ایرانی هم همینطور است. عشاق این سبک موسیقی باید فاتحه ای بفرستند به روحش که یک روز، خدا می داند چه در سرش گذشت که به فکرش رسید موسیقی ایرانی باید مرجع مدونی داشته باشد. همین شدکه علی اکبرخان فراهانی را که خودش یکی از آدم های کاربلد این حوزه بود صدا زد و دستور داد تا آهنگ های موجود در مناطق مختلف کشور را جمع آوری کند. علی اکبرخان این آهنگ ها را به برادرش غلامحسین فراهانی یاد داد و او هم اینها را به میرزا حسین قلی و میرزا عبدالله. دو پسر علی اکبرخان که هر دو از نوازندگان به نام تار بودند، آموزش داد و این دو نفر شدند سرشاخه های موسیقی ایرانی و مولفان ردیف های موسیقی ایرانی.

دستگاه ها هفتگانه موسیقی ایرانی چطور کار می کنند؟

شور و نوایی برپاست: ردیف موسیقی ایرانی از دو بخش اصلی و فرعی تشکیل می شود. قسمت اصلی اش شامل هفت تا دستگاه می شود هر کدامشان حال و هوا و البته طرفداران خاص خودشان را دارند. این هفت دستگاه، موسیقی اغلب نواحی ایران را دربر می گیرند و خیلی از آهنگ های نوستالژیک دوران کودکی مان را هم در دل خود جای داده اند.

1- شور : خیلی از آهنگ هایی که در جشن ها پخش می شود، در همین دستگاه شور ساخته شده اند. همانطور که از اسمش هم پیداست، موسیقی این دستگاه پر است از شور و انرژی. شور یکی از دستگاه های بسیار بزرگ موسیقی ایرانی به حساب می آید که حال و هوای آن به موسیقی ایرانی به حساب می آید که حال و هوای آن به موسیقی منطقه مازندران نزدیک است. البته این دستگاه نغمه هایی ملهم از موسیقی مناطق مرکزی ایران و کردستان هم شنیده می شود.

2- نوا: به علت شباهتی که به دستگاه شور دارد، شناختش کمی به آگاهی نیاز دارد. در واقع اگر دستگاه شور را خوب بشناسید می توانید به تفاوت نغمه های نوا با شور پی ببرید.

3- ماهور: ماهور یکی از دستگاه های گسترده موسیقی ایرانی محسوب می شود که حال و هوای کاملا شادی دارد. اگر دلتان می خواهد با شنیدن یک موسیقی سنتی حسابی روح و روانتان شاد بشود، آهنگ هایی از این دستگاه را گوش کنید که اتفاقا نمونه های زیادی هم دارد. بعضی از زبان شناس ها می گویند واژه «ماهور» تغییر یافته واژه «ماژور» یکی از گام های اصلی موسیقی غربی است. جالب اینجاست که حال و هوای هر دویشان هم مشابه است. این دستگاه چند بخش دارد که بعضی بخش هایش به موسیقی منطقه سیستان و بلوچستان، بعضی هایش به موسیقی خراسان و لرستان و یک قسمت های دیگرش هم به موسیقی آذری آذربایجان نزدیک است.

4- چهارگاه: بعضی از دستگاه ها به زمان مشخصی از روز تعلق دارند ومعمولا آن موقع روز است که شنیدنشان به دل آدم می چسبد. چهارگاه دستگاهی است که کاملا به صبح ها اختصاص دارد. کافی است یکی از آهنگ های این دستگاه را اول صبح یا در زمان خمودگی و کسالت گوش کنید تا انرژی تان برای یک روز کامل جفت و جور بشود

5- همایون: یکی از دستگاه های بسیار غمگین ایرانی که میزان غمش از آواز دشتی هم بیشتر است! اگر بغض توی گلویتان گیر کرده و بهانه می خواهید برای اینکه هر آنچه در دل دارید بیرون بریزید، یکی از آهنگ های این دستگاه را پلی کنید و سر و صورتتان را بسپارید به سیل اشک.

6- راست پنجگاه: یکی از دستگاه های مهجور ایرانی است که خیلی کم کار شده. راست پنجگاه شباهت هایی به دستگاه ماهور دارد. توی حرکت نت هایی که برای گوشه های هر دستگاه نوشته شده یک روند مشخص بالارونده یا پایین رونده وجود دارد. نت های موجود در دستگاه راست پنجگاه و ماهور کاملامشترک هستند اما این حرکات و گردش ملودیشان است که با هم فرق دارد.

7- سه گاه: بعضی می گویند سه گاه، منشعب شده از دستگاه چهارگاه است. «سه گاه» علاوه بر حالت بیدارکننده که مشخصه اصلی دستگاه چهارگاه است، بعضی جاها حالت شور و وجد دارد که آن هم به خاطر عوض شدن یکی دو نت کوچک است. این دستگاه شباهت هایی هم به دستگاه شور دارد و خلاصه مناسب است برای اینکه درجه حالتان را چندتایی ارتقا بدهد!

دانستن الفبای موسیقی سنتی بر هر فرد بالغ موسیقی دوستی واجب است

دنیای موسیقی آنقدر پر از واژه های شیک و خارجی است که اگر آدم همینطور یکهو یک متن تخصصی را شروع کند، امکان دارد سریعا بی خیالش بشود. این اصطلاحات تخصصی اگرچه کامل نیستند اما در حد فهمیدن این مطلب و ادعا کردن اینکه «من از موسیقی سنتی بیشتر از یک ساز می دانم!» کافی است.

گوشه یا مقام: هر کدام از آهنگ هایی که قدیم ترها در مناطق مختلف ایران خوانده می شد را یک گوشه یا مقام می گویند. در واقع کوچکترین جزء هویت دار از ردیف موسیقی ایرانی است.

دستگاه: خیلی از گوشه های موسیقی سنتی ایران، به این خاطر که به یک منطقه تعلق دارند، حال و هوای مشابهی دارند. این گوشه های با حال و هوای مشترک، همگی در یک مجموعه به نام دستگاه جمع آوری شدند و نام اختصاصی خودشان را گرفتند.

آواز: هر آواز از مجموع چند گوشه تشکیل شده. این گوشه ها در واقع عضوی از همان هفت دستگاه بوده اند که چون با همدیگر شباهت بیشتری داشته اند، از دل دستگاه ها بیرون کشیده شده اند و نام آواز بر مجموعه شان گذاشته شده.

 

ردیف موسیقی ایرانی: مجموعه این دستگاه ها و آوازها در کتابی به نام ردیف موسیقی ایرانی جمع آوری شده. این کتاب در واقع دایرة المعارف موسیقی سنتی ایرانی است که این روزها نسخه هایی از آن به صورت اختصاصی برای هر کدام از سازها چاپ شده است. مثل ردیف موسی معروفی که برای پیانو، ردیف طاهرزاده و دوامی برای آواز و ردیف ابوالحسن صبا برای نی.

مرکب خوانی: در مرکب خوانی نوازنده از یک دستگاه شروع می کند و به تدریج وارد دستگاه های دیگر می شود. البته افرادی که این کار را می کنند، باید شناخت دقیقی از ردیف موسیقی داشته باشند. اصطلاحی در موسیقی داریم به نام فرود. برای توضیح کلمه فرود بهتر است یک مثال بزنیم تا ربطش را با مرکب خوانی بفهمیم؛ مثلا شما در دستگاه ماهور هستید، گوشه ها را دانه دانه جلو می روید تا می رسید به گوشه دلکش. این گوشه وجه تشابهاتی با دستگاه شور دارد. اگر نوازنده یا خواننده متبحر باشند، آن لحظه خیلی زیرکانه می تواند ادامه کار را در دستگاه شور برود اما چون کارش را از ماهور شروع کرده است نهایتا باید کار را در همان ماهور ختم کند. در واقع خیلی زیرکانه وارد دستگاه شور می شود و دوباره برمی گردد در دستگاه ماهور فرود می آید. یعنی از نقاط تشابه دستگاه ها کمک گرفته و مرکب خوانی می کنند.

نت شاهد: نتی است که در هر دستگاه یا آواز بیشترین کاربرد را داشته و در تداعی کردن حال و هوای آن دستگاه یا آواز هم سهم بیشتری دارد. اغلب گوشه ها معمولا با نت شاهد شروع و تمام می شوند. در موسیقی غربی به این نت شاهد درجه اول گام می گویند. نوازنده خوب کسی است که این نت را در هر دستگاه یا آواز به خوبی بشناسد و به موقع از آن استفاده کند.

درآمد: اولین گوشه آغاز کننده هر دستگاه و آواز. گوشه درآمد تداعی کننده حال و هوای کل آن دستگاه یا آواز است؛ یعنی اگر می خواهید حال و هوای یک دستگاه را بفهمید، بهتر است که اول درآمدش را گوش بدهید.

رپراتوار: معادل ردیف در موسیقی غربی.در غرب برای هر ساز یک رپرتوار مجزا موجود است. در ایران هم چنین کاری را برای ردیف کرده اند و برای هر سازی ردیف مخصوص آن را تدوین کرده اند.

گام: در موسیقی غربی معادل دستگاه است که به دو دسته اصلی مینور و ماژور تقسیم می شود. به هشت نت پشت سر هم در موسیقی غربی یک گام می گویند. به فاصله بین هشت تا نت اکتاو هم می گویند.

دانگ: هر چهار نت پشت سر هم یک دانگ است. در موسیقی غربی به هر دانگ یک تتراکورد می گویند. وقتی می گویند فلانی صدای شش دانگی دارد، یعنی می تواند شش تا دانگ که شامل ۲۴ نت ، یا به عبارتی سه گام است ، را به ترتیب بخواند. خواننده شش دانگ کسی است که به اجرای هر بیست و چهار نت تسلط کامل دارد. حنجره ای که این توانایی را دارد، چیز خاصی است.

مرصع خوانی: مرصع پلو چیست؟ پلویی است که همه چیز تویش ریخته شده. مرصع خوانی هم همچین چیزی است. یعنی برخلاف مرکب خوانی، نیازی نیست دنبال وجه تشابه بین دستگاه ها باشید و هر موقع دلتان بخواهد دستگاه را عوض کنید. البته خواننده متبحر طوری این کار را می کند که برای شنونده آزاردهنده نباشد. در ضمن در مرصع خوانی هیچ نیازی نیست که آواز را در همان دستگاه اولیه به پایان ببرید.

بخش فرعی ردیف موسیقی ایرانی، به اندازه بخش اصلی تنوع و گستردگی دارد

جُنگ پنج و هفت: در ردیف موسیقی ایرانی پنج آواز اصلی وجود دارد که در واقع مجموعه ای از «گوشه» ها هستند که عضوی از دستگاه های مختلف بوده اند اما به خاطر شباهت بیشتری که با هم داشته اند، از دستگاه مورد نظر جدا شده و به شکل یک آواز درآمده اند.

این وسط، «بیات کرد» و «شوشتری» دو آوازی هستند که بین موسیقیدان ها بر سر مستقل حساب آوردنشان اختلاف است و آمار آوازها را بین عدد پنج و هفت معلق نگه داشته اند!

بیات کرد (کرد بیات) : آثاری که در این آواز خوانده شده اند، آنقدر محدودند که هیچ وقت تا به حال هیچ آلبوم کاملی از بیات کرد ساخته نشده. این آواز هم زیرمجموعه دستگاه شور به حساب می آید.

بیات اصفهان : با اینکه این آواز گوشه های غمگینی دارد اما غم و حزن و اندوه آواز دشتی متفاوت است. حال و هوای بیات اصفهان تا حدودی با «گام مینور» در موسیقی غرب یکی است.

دشتی: دشتی همیشه پای ثابت عزاداری ها بوده و هست. غمی که در این آواز وجود دارد قادر است اشک هر جنبده ای را دربیاورد! دشتی علاوه بر کاربردش در مراسم عزاداری، در موسیقی درمانی هم استفاده می شود. خیلی از روانشناس ها از این نوع موسیقی استفاده می کنند تا بیمار مورد نظر به راحتی احساساتش را بیرون بریزد و خودش را تخلیه کند. آواز دشتی بسیار شبیه آهنگ های منطقه گیلان است. حتی یکی از گوشه های این آواز به نام «دیلمان»، نام منطقه ای در استان گیلان است. به همین خاطر هم خیلی ها به شوخی به آواز «دشتی» می گویند «رشتی». با اینکه تنوع این آواز زیاد نیست اما کارهای زیادی در آن ساخته شده. دشتی هم زیرمجموعه دستگاه شور است.

بیات ترک: این آواز یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است و مثل همان دستگاه آدم را به وجد می آورد. نمونه: قطعه «اندک اندک» شهرام ناظری بیات ترک است. شروع این آهنگ الهام گرفته از گوشه «درآمد» آواز بیات ترک است. جالب است بدانید اذان موذن زاده اردبیلی در گوشه ای از این آواز با نام «روح الارواح» ساخته شده و به نظر می رسد مرحوم موذن زاده به خاطر اسم این گوشه، آن را برای اذان خود انتخاب کرده.

افشاری: این آواز هم یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است. بسیاری از تصنیف های قدیمی در این آواز ساخته شده اند. آوازهای افشار گاه با حزن همراهند و گاهی هم بسیار شاد هستند. نمونه: تصنیف «از کفم رها»ی عارف قزوینی با این شروع، «از کفم رها شد قرار اول ...» از نمونه های آشنای افشاری است.

شوشتری: با اینکه این آواز تم غمگینی دارد اما تعدادی آهنگ شاد هم در آن خوانده شده. با این حال تم اصلی این دستگاه غمگین است. شوشتری گوشه های کمی دارد. خیلی ها معتقدند شوشتری در واقع یکی از گوشه های دستگاه همایون است نه یک آواز مجزا. نمونه: تصنیف بیا تا گل برافشانیم ساخته حسین علیزاه ، قطعه بی کلام «به زندان» از استاد ابوالحسن صبا، آهنگ شیرازی «جینگه جینگه ساز میاد و ...» یک نمونه شاد این آواز است.

ابوعطا:این آواز هم حال و هوای غمگینی دارد و زیرمجموعه دستگاه شور محسوب می شود. نمونه: آلبوم «آتش در نیستان» شهرام ناظری و «تصنیف بهار دلکش» محمدرضا شجریان از نمونه های این آوازهستند.

سه شنبه هفدهم بهمن 1391 :: 9:0 ::  نويسنده : وحید اکجوان
" هوره "، ساده‌ترین، ابتدایی‌ترین و اصیل‌ترین گونه‌ی موسیقی
 است كه اكنون به تكثر و هزارگونه‌گی زبانی و كیفی در آمده است.
ما ایرانیان بخصوص مردمان كردزبان غرب كشور، این گونه آواز
 ابتدایی و اصیل را هوره می‌نامیم. كلمه‌ی هوره و نامگذاری آن
قدمتی حدوداً 7000 ساله دارد و به دوران پیامبری حضرت زردتشت
 می‌رسد. در گات‌های یسنا“ كه بخش مهمی از اوستا كتاب مقدس
 زرتشتیان می‌باشد، بصورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان،
 مردم برای خواندن آن و نیایش اهورا مزدا آوازی را سر داده كه
 آنرا هوره نامیده اند، هوره ندای حق طلبی بوده و كرداری نیك،
 پنداری نیك و گفتاری نیك را آواز كرده است.

همانگونه كه امروزه بعضی از افراد و خصوصاً قاریان قرآن با تلاوت آیات این كتاب آسمانی آوازی را سر می‌دهند كه از یك سو پیام خدا را كه پاكی، فرزانگی و حقانیت است سر می‌دهد و از سوی دیگر نیز موسیقی آهنگین این آواز چنان ژرف و گرم و زلال است كه دل و جان را به ارتعاش در می‌آورد. آن زمان نیز بعضی از افراد با تلاوت گات‌های اوستا، این حسهای ژرف و زلال را به دیگران انتقال داده‌اند كه هم، هنری لطیف و هم عملی مومنانه و اعتقادی محسوب می‌شد.

آقای دکتر فاروق صفی‌زاده، پژوهشگر كردزبان در كتاب ”پژوهشی درباره ترانه‌های كردی“ چنین می‌گوید:
این آواز، اصیل‌ترین موسیقی كردی می‌باشد كه از زمانهای كهن به یادگار مانده است، كه ویژه‌ی ستایش از اهورامزدا بوده است و كردها كه پیرو آیین آسمانی زردتشت بوده‌اند در هنگام مرگ كسی و روی‌دادن پیشامدی و یا پس از پیوند با اهورامزدا، شروع به خواندن هوره كرده‌اند و آواز سوزناكی را كه برگرفته از نوشتار آسمانی اوستا بوده به شیوه‌ی هوره خوانده‌اند، واژه‌ی هوره از اهوره گرفته شده است، همین شیوه‌ی هوره در خواندن قرآن به كار می‌رود و واژه‌ی سوره از همین واژه گرفته شده است.
وی در بخش دیگری از كتاب خود می‌گوید:
هوره از ریتم آزاد پیروی می‌كند، این گونه آواز بیشتر در مناطق گوران، سنجابی، قلخانی و كلهر مرسوم است.

اما علیرضا خانی استاد دانشگاه، در مورد زمان به وجود آمدن هوره، نظری تقریبا متفاوت دارد:
"اینکه خواستگاه اصلی این آواز بی‌بدیل کجا بوده است، به روشنی بر ما روشن نیست. اما بی شک می توان گفت کسانی که این آواز را حفظ و صیانت کرده‌اند کردها بوده‌اند و از آن جمله کلهرها. بی شک از فرم امروزی آن نیز می‌توان به اعماق تاریخ سفر کرد و جدای از جدل‌های نا عالمانه آنرا به قبل از "اورمزد" منتسب نمود و مرتبط دانست. نوا و آوازی بدون ساز و ابزارهای موسیقی و نیز بی‌ارتباط نبودن آن با کوه و جنگل و زندگی ساده‌ی عشایر کرد و کلهر مرا بر آن باور داشت که تصور کنم این آواز متعلق به قبل از اهورا مزدا بوده است و در زمان اهورا مزدا این نوا و آواز تقریبا شکل جدید و آیینی به خود می‌گیرد و برای "اورمزد"، آوازی به نام "اهوره" نواخته می‌شده است. حاصل تلاش و پژوهش در شناساندن این آواز اولیه‌ی بشری مرا بر آن داشت تا این آواز و نوا را با آوازهای سنتی و اولیه‌ی سرخ‌پوستان مقیم کانادا و آوازهای سنتی و ابتدایی آفریقای جنوبی مقایسه کنم و نتایج حاصل از این بررسی این تصور مرا قوت بخشید تا باور داشته باشم که این آواز و نوا جزء آوازهای اولیه‌ی بشر بوده است.

بررسی تطبیقی و مقایسه‌ای "هه هه هاها هه هه هاها" ha ha hA hA ha ha hA hA

سرخ‌پوستان مقیم کانادا و "هو هو هو هو هو هو هو " hu hu hu hu hu hu hu

آفریقایی‌ها و "ها هه ها هه ها هه ها هه " hA ha hA ha hA ha hA ha

مقام خاص که یکی از مقامهای هوره‌ی امروزی مناطق کلهرنشین کردستان ایران می‌باشد و پاره‌ی نخست هوره در آن است، این باور را بیشتر تقویت می‌کند که‌ این آواز جزء ابتدایی‌ترین شکل نواهای بشری بوده است و تصور افرادی که آنرا متعلق به زمان اهورامزدا می‌دانند نه اینکه ارزشمند نباشد که در نوع خود بسیار حائز اهمیت و درخور توجه و ارزش است اما باور اینجانب این است که این آواز قدمتی بیشتر دارد و از نواهای نخستین بشری بوده است و یادگار بشر نخستین است.

لازم به ذکر است که شکل آیینی هوره در زمان اهورامزدا خود جای تحقیق و پژوهش بسیار می‌طلبد بدین معنا که در زمان اهورا‌مزدا این آواز تقریبا شکل آیینی به‌خود گرفته و از ویژگی‌های آن دوره‌ی تغییر هوره، هم اکنون می‌توان به دست در گوش نهادن اشاره کرد که شکلی آیینی است و قاریان کتب مقدس نیز وقتی می‌خواهند از کتابهای آسمانی و آیینی قرائت کنند، دست در گوش می‌نهند و اینکه بعضی‌ها را عقیده بر این است که "هوره" بر گرفته از پاره‌ی نخست "اهورامزدا " است، این خود جای سپاس دارد اما اگر بتوان تصور کرد که هوره جزء آوازهای نخستین بشر است آنگاه می توانیم از آن آواز و نوا، آوازهای نخستین بشری چون ﺌ ﺌ ئا ئا ﺌ ﺌ ئا ئا ، هوو هوو هاها هو هو هاها، ،Hu hu hA hA hu hu hA hA aa AA aa AA را استنباط کنیم

اما اینکه این آواز در زمان اهورامزدا شکل ابتدایی خویش را رها کرده و منظم تر گشته و تقریبا با مضامینی مختلف در آمیخته است جای هیچ شک و گمانی را برایمان باقی نمی‌گذارد."

مشهوراست که نكیسا و باربد برای خسرو و شیرین هوره می‌خوانده‌اند. برخلاف چند دهه‌ی اخیر، هوره را به همراه تنبور اجرا می‌كردند.

با توجه به نظرات دکتر فاروق صفی‌زاده و استاد علیرضا خانی، میتوان چنین نتیجه گرفت که، هوره نخستین آوای بشریست و قدمتی بسیار کهن دارد و در زمان پیامبری زرتشت به نوعی آواز آیینی با نام هوره تبدیل گشته است و تا به امروز به همین نام و در میان مردمان کرد زاگرس‌نشین به یادگار مانده و به حیات خود ادامه داده است.

مقام‌های هوره:

بان بنه‌ای، بنیری چر، دودنگی، باریه، غریبی، ساروخانی، گل و دره، پاوه موری، قطار، هجرانی، مجنونی، سحری و هی‌لاوه.
هوره آواز ممتدی است كه خواننده، شعرها و ابیات بی‌شماری را در ذهن داشته و آنها را هنگام آواز به صورت پی در پی استفاده می‌كند، گاه شعرها سروده‌ی خود خواننده است و گاه شعرهای مورد استفاده را از دیگر شاعران به عاریت می‌گیرد، هوره در گذشته‌های دور، مضمونی مذهبی داشته و بیشتر به آواز كردن آیات كتب آسمانی یا آموزه‌های منظوم مذهبی پرداخته است اما امروزه مضمونی عاشقانه دارد.
هوره مختص به یك دوره‌ی تاریخی و یا یك جغرافیا و فرهنگ خاص نیست، هوره یا همان آواز اصیل ابتدایی، مادر همه‌ی آوازها، تصنیف‌ها و ترانه‌های مردمان جهان است، مادر آوازها و ترانه‌های تمام ملل دنیا صرف نظر از نژاد و فرهنگ و زبان و معیشت و آیین و جغرافیا و تاریخ آنها.

همانگونه كه بركه، دری، رودخانه، سیل، اقیانوس، باران، ابر ومه همه و همه از آب‌اند و آب مادر و اساس همه این دگرگونی‌هاست، هوره نیز مادر همه‌ی تكثرها، تنوع‌ها و هزار چهرگی آوازها و ترانه‌های شاد و ناشاد مردم جهان است.

برای درك درست این موضع باید به گذشته بر گردیم به آن زمانی كه سازها و آلات موسیقی وجود نداشته‌اند. آیا در آن زمان موسیقی چیزی غیر از هوره بوده است؟!
البته هر صدای موزونی از صدای نی گرفته تا آواز قناری موسیقی تلقی می‌شود اما منظور ما در این نوشتار موسیقی به معنای متعارف آن است، در گذشته، انسان ها به تنهایت و یا بصورت دسته جمعی به خواندن ممتد آواز روی می‌آوردند، بعد به مرور زمان انواع سازها و آلات موسیقی به میان آمدند و آن هوره‌ی ممتد و موزون را به قطعات و اجزاء متنوع و متكثر امروزی بدل ساخته‌اند، امروزه آوازهای سنتی ایرانی همان هوره است كه به صورت ردیفی و دستگاهی خوانده می‌شود.
در مناطق كردنشین غرب كشور خصوصاًَ استان ایلام و کرمانشاه هنرمندان بزرگی وجود دارند كه خواندن آواز هوره را به حد كمال رسانیده‌اند، از سرایندگان بزرگ این آواز در گذشته می‌توان به شادروان داراخان و مرحوم علی‌نظر اشاره نمود.

هوره نبض تاریخ این سرزمین است، لالایی و زبان مشترک زاگرس با درختهای سربه فلک کشیده‌ی بلوط و مردمانی به زلالی چشمه‌های کوهپایه.
در سرایش هوره کلمات به نرمی و در چینشی مروارید گونه به آرامی بر زبان جاری می‌شوند و داغ، درد، غریبی و شکوه از روزگار را، نهفته در لابه لای خود به ذهن شنونده می‌بخشند.
نجوایی عاشقانه در شبی آرام با سوسوی ستارگان و نور نقره‌ای ماه که همچون حریری بر پهنه‌ی دشت گسترده است، داغ غریبی و یاد روزگاران و یاران گذشته با سیل کلمات که از زبان "سید قلی" آخرین بازمانده‌ی نسل هوره ‌سرایان نامدار جاری می‌شود.
هوره آواز زمزمه‌گونه، با ریتم سنگین و کشداری است که خواننده، شعرها و ابیات کردی را در این شیوه می‌خواند.
به اعتقاد کارشناسان، امروزه آوازهای سنتی ایران‌زمین، همان هوره است که به صورت ردیفی و دستگاه درآمده و اساس این دگرگونیها و تنوع در آوازهای شاد و غمناک برگرفته از هنر لطیف و اصیل هوره است.
هوره رودخانه‌ی پر رمز و راز کلمه است، جاری شده از اعماق قرون و نهفته در سینه‌ی گرم نسلی که اکنون می‌رود تا در شلوغی آهنگهای جاز و راک گم شود.

سرایندگان هوره (هووره چڕ) :

زنده‌یادعلی‌نظرمنوچهری(اهل اسلام‌آباد‌غرب یا شاه‌آباد)، صیدقلی كشاورز(سه‌ی قۆلی) اهل ماهیدشت، علی كرمی‌نژاد معروف به حاجی‌طوسی، بهرام‌بیگ ولدبیگی‌، سیدعلی‌اصغر كردستانی، نجات، بساط عثمانوند، زنده‌یاد ابراهیم حسینی اهل ایلام، ایل‌خان اركوازی، عبدالعزیز حیدری(ئه‌ولعه‌زیز)اهل جوانرود و قلخانی، زنده یاد یاسم یاسمی اهل ایلام، كریم صادقی اهل ایلام و عبدالصمد عبدی‌پور، هوره خوانان معروف استانهای ایلام، كرمانشاه و كردستان هستند. اما پس از مرحوم علی‌نظر، صیدقلی كشاورز سرآمد همه‌ی هنرمندان این گونه موسیقی است.
گروهی از محققان ادبیات عامیانه معتقدند كه قدیمی‌ترین اجرا كنندگان و سازندگان ترانه‌های عامیانه مانند هوره، مردمان جوامع عشایری و چوپانان بوده‌اند كه در هنگام چراندن گله در مراتع و كوهپایه‌های سرسبز از سر ذوق یا دلتنگی بدان پرداخته‌اند.
بدون شک با این اوصاف، میتوان گفت که هوره یکی از قدیمی‌ترین و باستانی‌ترین آوازهای ایرانی است كه تا به امروز دست نخورده باقی مانده است ولی جزو ردیف‌های شناخته شده‌ی امروزی نیست و به احتمال زیاد از گوشه‌های گمشده و فراموش شده است و نیز ابتدایی‌ترین موسیقی ایرانی و آوازی است با وزن آزاد، بدون وزن و بدون ساز و بسیار ابتدایی و طبیعی دارای موتیف بسیار كوتاه و ثابت، با فراز و فرود مشخص كه فواصل آن هنوز بكر مانده‌اند و شبیه به هق هق گریه و اصوات موجود در طبیعت است.
در اجرای هوره، حنجره نقش ساز را ایفا می‌كند، بدین صورت كه در هنگام بیان اصوات، بویژه مصوت‌ها، با انقباض ماهیچه‌های اطراف حنجره، تحریر مورد نظر اجرا می‌گردد وكلام و ملودی‌ در هم ادغام می‌شوند.
همانطو که ذکر شد، هوره بیشتر در مناطق کلهر، گوران، سنجابی، قلخانی و تاحدودی در بین عشایر جاف، مرسوم است. با ظهور تصوف در نقاط کردنشین اهل‌سنت و جماعت دراویش قادریه، هوره را به جذبه و حالت گریه و استغاثه به گونه‌اى خاص مى‌خواندند و به آن رنگى عرفانى دادند که به سوز(سۆز) معروف است. گونه‌ی دیگر هوره (مویه یا مور) است كه در شیون ومراسم سوگواری افراد بیشتر به وسیله زنان و در بعضی نقاط توسط مردان خوانده می‌شود.
موضوعات هوره مختلف است از جمله: وصف طبیعت، وصف معشوق، وصف جنگها، كوچ كردن و شرح هجران وفراق و....

سه شنبه هفدهم بهمن 1391 :: 8:59 ::  نويسنده : وحید اکجوان

دیائه کوو: پاشایی گه وره ی کورد ی ئیران و سه ر پاشای میدیایی.

 دیاکو: شاه کرد ایران و سرسلسله ی حکومت ماد.

 زه ردووشتی په یه مبه ر: حه زره تی زه ردووشت( دروودی له سه ر بی) ته نیا   پیه مبه ری  کورد  له  کاتی که دیار نابی  له  شاری شیز یا گه نجه ک  له  دایک  بووه. زه ردووشت یا زه ر تووشتره کوری  پوورووشه سپه. په رتووکی  گه وره ی زه ردووشت  ئه ویستا  بی  که به زمانی  کونه ی  کوردی  نووسیه.  ئه م  په رتووکه  یه کیک  له  کیتابه کانی   ئه سمانیه. به داخه وه  ئیستاکه  که سی  په ره ی  ئایینی  زه ردووشتی  نه ستینی و ئه م  ئایینی  گه وره  به راو  له بین  چوون  ری  به ری.

 زرتشت پیامبر: حضرت زرتشت ( درود بر او باد ) تنها پیامبر کرد است  که  در زمانی  نا مشخص در شهر گنجه یا شیز به دنیا امده است. زرتشت یا زرتشتره پسر پورشسب می باشد. کتاب بزرگ  ایشان اوستا می باشد که به زبان کردی  قدیمی نوشته شده است. این کتاب بزرگ یکی از کتاب های آسمانی است. متاسفانه  امروز دیگر کسی به دین زرتشت نمی گرود و این دین بزرگ به سوی نابودی کشیده می شود.

باربود: موسیقازانی زور گه وره ی کورد له زه مان  ساسانی دا.

 باربد: موسیقی دان بزرگ کرد زمان ساسانی.

 مانی: نه قاشیکه ر   و  ره نگه  پیامبه ری  کورد.

 مانی : نقاش و احتمالا پیامبر کرد.

 په رین: ئافره تی زانای کوردی ئیرانی. کچی  گوبادشا.

 پرین: زن دانشمند کرد ایرانی و دختر قباد شاه ساسانی.

 ئازاد: یه که م  ئافره تی  کوردی  ئیرانی  که  له  سالی  ۱۱  کوچی  مانگی دا  موسولمان بو.

 آزاد: اولین زن کرد ایرانی که در سال ۱۱ هجری مسلمان شد.

 پووران خاتوون : ئافره تی زانا و ئه ستیره ناسی كۆرد له ساڵی ۱۹۲ی كۆچی مانگی دا له  دایك بووه.

 پوران خاتون : زن دانشمند و ستاره شناس کرد که در سال ۱۹۲ هجری قمری به دنیا آمده است.

 پووراندۆخت: شێڕژنێ كورد و پاشاێ ساسانی

 پوراندوخت: شیرزن کرد و پادشاه ساسانی

 بۆزۆرگمێهر: وه زیری گه وره ی كوردی ساسانی.

 بزرگمهر : وزیر بزرگ کرد ساسانی.

 داره مرواری : ئافره تی به ناوبانگی كورد.

 دار مروارید: زن مشهور کرد.

 سه ڵا‌حه دینێ ئه یووبی: مه زنی به ناوبانگی كورد كه شاری ئورشه ڵیم بۆ مۆسۆڵمانه كان ئازاد كردوه.

 صلاح الدین ایوبی سردار مشهور کرد که توانست شهر اورشلیم را برای مسلمانان آزاد کند.

 نادێر شاێ هه وشار: پاشاێ كوردێ ئێران و سه رپاشای ئه فشار( هه وشار)

 نادر شاه افشار: پادشاه کرد ایران و سرسلسله ی افشار یا هه وشار

سه شنبه هفدهم بهمن 1391 :: 8:57 ::  نويسنده : وحید اکجوان

 استاد مظهر خالقی پس از زنده‌یاد سید علی‌اصغر کردستانی،به عنوان استاد مسلم آواز کردی معاصر معروف است، زیرا اکثر کردها معتقدند که صدای محزون و لحن دلنشین او هر شنونده‌ای را مجذوب و محظوظ می کند اما متاسفانه در بیست سال اخیر کمتر شاهد فعالیتی جدی از وی بوده‌ایم و همچنان به غیبت و سکوت خود ادامه داده است. در صورتی که حضور پرشور و فعالیت جدی هنرمندان کرد در موسیقی معاصر ایران پس از انقلاب بسیار مشهود و انکار ناپذیر است، هنرمندانی از چند نسل مختلف مانند " یوسف زمانی، میرزاده،
 فرج پوری، ناظری، کامکار، عندلیبی، تعریف، ساعد، پور ناظری،خاک طینت و ...."، که البته برادران یوسف زمانی را جزو بنیان
گذاران موسیقی کردی به شیوه‌ای علمی و آکادمیک در ایران می‌شناسند با وجودی که درباره‌ی موسیقی کردی، منبع و ماخذ جامع و یا اطلاعات منظم و مدونی در دست نیست، اما در موسیقی معاصر ایران اکثر استادان و صاحب نظران به قدمت و غنای موسیقی کردی اعتراف می‌کنند، زیرا ملودی، ریتم و رنگ یا ضربی موسیقی کردی را کمتر کسی هست که درگوشه‌های موسیقی ملی ایران بارها نشنیده باشد. در این رابطه پرویز مشکاتیان معتقد است که گذر از موسیقی ایران زمین بدون توجه به موسیقی کردی امکان پذیر نیست و محمد موسوی هم می گوید: " گاه در برابر غنای موسیقی کردی باید تسلیم شد".

در میان هنرمندان معاصر آواز کردی، شهرام ناظری، جلال الدین محمدیان، محمد رضا دارابی، صدیق تعریف، بیزن کامکار، علاالدین باباشهابی، عزیز شاهرخ، عباس کمندی، حسین شریفی، بهروز توکلی، عمر دزه‌ای، ناصر رزازی، نجم الدین غلامی، رشید فیض نژاد و...، خلاء غیبت و سکوت چند ساله‌ی استاد مظهر خالقی بسیار محسوس است. هر چند که هیچ کدام از این هنرمندان، قریحه و سبک موثر خالقی را نادیده نمی گیرند و حتی ملودی ها و نغمه‌های او را به عنوان گنجینه‌ی آواز کردی معرفی می کنند.

مَظهَر خالِقی "مه‌زهه‌ری خالقی" در شهریور سال ۱۳۱۷ در سنندج در میان خانواده‌ای از مشایخ کردستان دیده به جهان گشود. در اعوان جوانی نخست به مدت ۱۱ سال به آموختن و فراگیری موسیقی اصیل ایرانی و تمرین سبک ها و ردیف های آواز فارسی پرداخت و اولین اجرای آواز او در اواخر دهه سی در رادیو سنندج به زبان فارسی ضبط شده است. وی سپس در رشته فیزیک در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و بنا به تحصیلات دانشگاهی ابتدا در دبیرستان های تجریش و شمیران دبیر درس ترمودینامیک بود، اما دوستی با شادروان انجوی شیرازی او را به رادیو کشانید تا به ترجمه مطالب ادبی و هنری زبان کردی بپردازد و به همراه دیگر هنرمندان کرد مانند یوسف زمانی، کامکار، مجتبی میرزاده، سواره ایلخانی زاده، محمدصدیق مفتی زاده، محمد کمانگر، فریدون مرادی، شکرالله بابان ، عثمان احمدی، ابراهیم ستوده، عابد سراجالدینی و...، به ترویج و اشاعه زبان و ادبیات کردی کمک کند. در حین همکاری با ارکستر رادیو، خالقی با اکثر هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر مانند " ناصری، کسروی، بهاری، حنانه، گلسرخی، شجریان و..." آشنا می شود و تحت تاثیر آنان تجارب و آموخته‌هایش را سمت و سوئی خاص می دهد.
در همان اوائل فعالیت هنری مظهر خالقی، حنانه، کسروی و یوسف زمانی، صدای او را به عنوان صدایی ممتاز شتاختند که جنس صدایش شباهت زیادی به غلامحسین بنان، استاد فقید آواز، دارد و با وجود اظهار علاقه خالقی به ادامه‌ی اجرای آواز فارسی، حنانه مانع او می شود، زیرا اعتقاد داشت در میان فارسها، خالقی خوانند‌ه‌ای درجه سه می‌شود اما نغمه‌ی خوش الحان او در میان کردها بر صدر خواهد نشست! و پیش‌بینی او واقعیت داشت، زیرا در اواخر دهه‌ی چهل، آغاز رسمی فعالیت هنری او و آوازهایش در رادیو کردی با همکاری ارکستر مشیرهمایون شهردار(از پیشکسوتهای هوشمند موسیقی ایرانی) با استقبال بی نظیر مردم کرد مواجه شد که در اینباره صدیق تعریف معتقد است " خالقی در همان آغاز به اوج شهرت رسید و همچنان در آن قله افتخار مانده است".
خالقی پس از ضبط و اجرای بیش از۲۵۰ آهنگ فولکلور و ترانه های اصیل کردی، در اواسط دهه‌ی ۵۰ مدیریت سازمان رادیو و تلویزیون کرمانشاه را عهده دار می‌شود و بنا بر یک سوءتفاهم نامیمون در دوران انقلاب، به اتهام همکاری احتمالی او، به عنوان یکی از مدیران ارشد دستگاه دولت شاهنشاهی با ساواک، دستگیر و چند هفته‌ای زندانی می شود و آن بر چسب سیاسی و هاله‌ی ابهام موجب رنجش خالقی و قهر او از عرصه‌ی هنر شد اما سر انجام بنا به مساعدت اهالی فرهنگ در رفع سوءتفاهم پیش آمده، با کمک جلال طالبانی از طریق کردستان عراق راهی انگلستان می‌شود زیرا مظهر خالقی و جلال طالبانی هر دو دختران ابراهیم احمد، نویسنده‌ی نام‌آشنای کرد را به همسری اختیار کرده‌اند که اثر معروف ایشان با نام "ژانی گل"(درد ملت) با ترجمه‌های محمد قاضی و قانعی‌فرد به زبان فارسی در بازار کتاب عرضه شده است. خالقی سالهای بعد در لندن رحل اقامت می‌افکند و از آن روز تاکنون به ایران بازنگشته است، هر چند بارها به طور رسمی از سوی نهادهای هنری از وی دعوت شد تا آشتی طلبد و به مام وطن بازگردد، اما تاکنون با سر عتاب رفته است! هر چند که پخش تصویر و صدای خالقی پس از انقلاب بنا بر دلایل نامعلومی در رسانه های رسمی و محلی جمهوری اسلامی ممنوع بوده است.
همانطور که ذکر شد، از او بیش از ۲۵۰ آواز فولکلوریک ضبط و ثبت شده است که از ترانه‌های مشهور وی می‌توان "په‌پووله‌ی ئازادی"، "ئه‌گه‌ڕێمه‌وه"، "ئاسۆی کورد" و "بیرت ده‌که‌م" را نام برد.
مظهر خالقی آخرین بار در اواخر دهه‌ی ۶۰ در یک مجموعه کنسرت دور اروپا به همراهی هنرمندانی مانند سعید فرج پوری، رضا شفیعیان، مجید درخشانی، رضا قاسمی نوازنده‌ی سه تار و نویسنده‌ی داستان ارکستر شبانه در اجرای صحنه ظاهر شد، اما پس از آن تا به امروز اثر جدیدی را اجرا نکرده و همچنان در سکوت وعزلت و اندوه غربت مانده است.
هم اکنون پس از تحولات اخیر کردستان عراق، دست اندرکار تحقیق و نگارش درباره‌ی موسیقی کردی است و در عین حال مدیریت (ئه‌نیستیتۆی که‌له‌پوری کورد) انستیتوی میراث فرهنگی کردستان عراق را بر عهده دارد.
اندیشه‌ی هنری و سیاست حرفه‌ای خالقی را می‌توان تا حد زیادی به استاد محمد رضا شجریان شبیه دانست، زیرا همواره از موسیقی مبتذل و غیر اصیل پرهیز داشته است و ایجاد محدودیت قانونی دولت برای پخش و اجرای موسیقی اصیل را عامل اصلی ایجاد موسیقی مبتذل و کافه‌ای می‌داند که کمتر جوهر و اصالت موسیقی ایرانی را دارد. مظهر خالقی به شدت به حفظ اصالت اخلاقی و هویت هنری در اجرای کار هنری باور دارد و اینکه موسیقیدان متولی فرهنگ و راوی جامعه است و باید حرمت آن نگه داشته شود.
درباره مظهر خالقی ، هنرمندان کرد و صاحب نظران چنین می‌گویند:
دکتر بهمن کاظمی، محقق موسیقی کردی، معتقد است که اندیشه و عقاید این استاد برجسته‌ی موسیقی معاصر کردی بدون شک برای نسل جوان منبعی مفید و آموزنده خواهد بود، زیرا خالقی به وجود نسل جوان برای اعتلا و شکوفایی هر چه‌ بیشتر موسیقی کردی در سطح بین المللی امید وافر دارد.
جمشید عندلیبی، آوازهای او را عامل شهرت و سوءاستفاده‌ی بسیاری از هنرمندان می‌داند که درغیبت او با بازسازی و گاه کپی نغمه‌ها و آهنگها به سود جویی ازخالقی پرداخته‌اند.
کیخسرو پورناظری، بر این عقیده است که وجود هنرمند والامقام و بزرگی مانند خالقی برای موسیقی امروز کردستان ضرورتی غیر قابل انکار است و حضور مجدد او می‌تواند موجب ایجاد رشد و خلاقیت در آواز کردی امروز، به عنوان بخشی از موسیقی نواحی ایران زمین باشد.
سعید فرج پوری باور دارد که اجرای مجدد خالقی مشابه موجی نو در موسیقی کردی است که مخاطبان، موسیقی اصیل کردی را از زبان راوی صادق آن می‌شنوند.
بهرام ساعد، صدای ساده و صمیمی خالقی را یادآور بزرگانی همچون سید علی‌اصغر کردستانی، حسن زیرک، علی مردان، طاهر توفیق، محمد ماملی، هومر دزه‌ای، عارف جزراوی و... می‌داند و مجتبی میرزاده، آهنگ ساز آثارخالقی، می‌گوید : " در استودیو و هنگام ضبط، خالقی تسلط و توانایی خاصی در اجرا دارد و گاهی با یکبار خواندن و بدون تمرین نسخه‌ی اصلی را ضبط کرده‌ایم ".
اما طهمورث پورناظری با گله از خالقی یاد می‌کند و ساکت نشستن و کناره‌گیری او را گناهی بزرگ و غیر قابل بخشش می‌داند.
شهرام ناظری، که همواره با احترام از خالقی یاد می‌کند، معتقد است "در موسیقی معاصر کردی کسی دیگر مانند خالقی این ستاره تابناک آواز کردی تا چند سال آینده ظهور نخواهد کرد"
و در اینباره رامبد صدیف استاد آواز می‌گوید: " مظهر خالقی را به عنوان راوی صادق فرهنگ و هنر کرد می‌شناسم که صدایش یاد آورنده‌ی خاطرات تلخ و شیرین تاریخ پر فراز و نشیب کرد است و نغمه‌ی او آواز آزادی و عشق است و این بلبل عاشق و بی‌قرار سالهاست خاموش است، زیرا در میان مردمانش موسم گل نیافته است ".
در نهایت خالقی در یک مصاحبه با تلویویزون ماهوراه‌ای کردستان عراق اعلام کرد که دیگر آوازی نخواهد خواند و جا را برای خوانندگان جوان خالی خواهد کرد چون اعتقاد دارد که جوانان می‌توانند جای خالی او را پر نمایند و جانشین خوب او در عرصه‌ی موزیک کردی باشند.

سه شنبه هفدهم بهمن 1391 :: 8:56 ::  نويسنده : وحید اکجوان














درسال 1299 ه.ش درشهرستان بوکان متولد شده دیری نگذشت که پدرش رااز دست داد ه ومادرش نیز ازدواج می کند وسرپرستی آن رابرادر بزرگش به نام عبدلله به عهده می گیرد.


پس ازمدتی که حسن به سنّ نوجوانی رسید بابرادرش اختلاف پیدا کرده وازخانه خارج می شود وبه کارهای سخت تن می دهد ،اندکی بعد تصمیم به ترک وطن می گیرد. درخاطراتش که به صورت شعر تدوین نموده چنین می آورد که به سوی خاک کردستان عراق درحرکت بوده وقصد ان دیار نموده است.دربین راه ازشهرها وروستاهای بیشماری گذشته وشرع به ترانه خوانی درد ودل با این وآن نموده وهمراه با آن درروستا ها شروع به کارگری می نماید،وازهمان لحضات گوهر درونی خود رایافته وبه صدای دلنشین خود پی برده است وچون صدایی گیرا وحنجره ای پربار داشته همه اورا دوست داشتند.البته حسن درایام نوجوانی هم ترانه سرایی می کرده ولی مورد سرزنش برادرانش قرار می گرفته است.

شبی در بین راه با چوپانی آشنا شده و شب را در نزد آن بیتوته می کند. چوپان همراه با پسرش قصد کشتن وی و بدست آوردن اندک پولی که همراه وی بوده را داشته اند اما حسن با چابکی تمام از مرگ نجات یافته وجان سالم به درمی بردواز آنجافرار می کند.سرانجام پس از کلی دربه دری وآوارگی به خاک کردستان عراق می رسد.دریکی ازروستاها گویا جشن عروسی پرپا بوده وخواننده گان درآن ترانه خوانی می کرده اند حسن خود رابه عروسی رسانیده ودرپایان قطعه آوازی می خواند ونظر همه رابه خود جلب می کند ومردمان اورابه خانه خود دعوت می نمایند. اما حسن به خانه یکی ازبزرگان روستا رفته وپس ازمدتی به سفارش دوتن ازمردان روستا دررادیو عراق، بخش کردی شروع به فعالیت می نماید واین زمانی بود که 27 سال داشت.حسن چنین آورده که برای آزمایش ازمن درخواست خواندن آوازی کردند، همین که شروع به خواندن نمودم بهت نوازندگان رافرا گرفت.جست وخیز کرده، سازبرداشتند ونواختند وازهمان زمان فعالیت خود را دررادیو رسماً آغاز نمودم.حسن براثرتعلیم نزداستادان خواننده ای مشهور شد وترانه های بسیاری را عرضه نمود.چندی نگذشت که صدای حسن درایران نیز شنیده شدواین هنگامی بود که حسن درعراق محبوبیت زیادی یافته وهرشب او رابه مجلس اعیان وبزرگان دعوت می کردند وبه پول وپله ای نیز رسیده بود.باوجود این کبوتر ازبام پریده حسن هوای دیار داشت ومی خواست به ایران باز گردد، پس از بازگشت به کرمانشاه با «میدیا زندی» که گوینده ای نامور بود ازدواج می نماید.کم کم حسن به میانسالی نزدیک شده واوج هنر وطنین صدایش رابه گوش شنوندگان ودوستداران خود عرضه می کند ودست به ساختن بهترین آهنگهای خودمی زند.بااین حال پس از مدتی به قولی ازرادیو اخراج شده وبه قولی دیگر خوداستعفا می نماید وبه زادگاه خودیعنی بوکان بازمی گردد.البته درطول زندگی خود همیشه یاد وخاطره بوکان رادردل نگه داشته وبارها نام آن رادرآهنگهایش یاد کرده وازآن به عنوان یادگار دیرینه اش نام می برد.حسن زیرک دراواخر عمر، غریبانه وبا صدای محزون وگرفته اش باز ترانه می سراید وقلبهای دوستداران وی زمان خداحافظی با اودور نمی یابد وسرانجام حسن براثر بیماری سرطان معده درسن 51 سالگی در بیمارستان تهران جان می سپارد وجسدش را به بوکان انتقال می دهند.اول بار اورا درقبرستان عمومی بوکان به خاک می سپارند ولی بنا به وصیت خود که پیش ازمرگ ایراد کرده بود نبش قبر کرده وجسدش رابه کوه «ناله شکینه»انتقال می دهند ودرآنجا به خاک می سپارند.گوید این کوه تماشاگه ایام نوجوانی وی بوده وبرایش خاطرات دوستان وهمسالان رادربر داشته وخاطره ای از عشقی شیرین ولی نافر جام درآن به یاد داشته ودرآهنگهایش از این کوه بارها یاد کرده است.حسن زیرک با اینکه ازسواد بهره ای نداشت امّا شعرنیکو ودلنشین می سرود وشرح حال خود رابه شعر هجانی که مقبول عامه است سروده وعلاوه بر شاعری، خواننده، آهنگساز ونوازنده ا ی ماهر بود.دیوان اشعار او به همت عثمان شار باژیری وچند تن دیگر ازدوستانش انتشار یافته است.

وی همچنین دو دختر به نامهای آرزو وساکار از خود به یادگار گذاشته وترانه هایی که ازاو به یادگار مانده شامل مقامهای: شور، ماهور، سه گاه، چهار گاه، دشتی، همایون، بیات ترک، حجاز، افشاروابو عطار می باشد.حسن دربین کردها ایران وعراق علاقه مندان زیادی دارد وشاید دور ازتصوّر باشد اما قریب به 1000 آهنگ ازوی به یادگار مانده است واین آهنگهانمایی ازفرهنگ،ادب،خلق وخو،آرمانهاوفولکلورکردی رابه نمایش می گذاردوادب کردی رابه مرحله بالاتری رسانیده زبان کردی رابه جهانیان معرفی نموده است.کنسرتهایی که درخارج از کشوربرگزارمی کردگواه این مطلب است.همچنین وی علاوه برزبان کردی،به زبان فارسی وآذری نیزترانه هایی سروده است.به تحقیق اگرحسن نبودبسیاری ازمضامین فرهنگی کردی که اکنون باآنهاآشناداریم فراموش می شدندوچیزی جزخاکسترازآنهابرجای نمی ماند.همچنن حسن درپیوندکردهادراستان وکشورهای مختلف نقش مهمی راایفانموده وآنان.رابیشتربه همدیگرنزدیک نموده است.وی راحلقه ارتباتی میان کردهامی دانندکه شمال وجنوب رابه همدیگروصل نموده وایده ای ازعشق به وطن، هم نوع دوستی، پاسداری از فرهنگ وبیزاری از دشمن رادر وجودشان حک کرده است.بامرگ او وظیفه ماست که این حلقه های گم شده فرهنگی تاریخی کرد رابیابیم وعرصه ای برای خودنمایی آنان فراهم نماییم.آرامگاه آن مرحوم دردامنه کوه «ناله شکینه»باهمه زیباییهایش درکمال سادگی ومحرومیت بنا گردیده وچون دری دردرون صدف پنهان مانده، بنابراین برهمه مسئولان ودوستداران آن مرحوم واجب است که بنای یاد بود آن مرحوم راچنانچه شایسته اوست احداث گردانند.بیایید که مزارش را با گل نرگس ومریم وسوسن وریحان وسنبل وشقایق ونسرین ووبنفشه گلباران نماییم.روح وروانش شاد.

حسن زیرک می گوید:«چون به ایران وطنم عشق می ورزم همه آهنگها و ترانه هایم را به ایران و به خصوص زادگاهم(بوکان) اختصاص دادم.»(روزنامه کیهان، مردادماه 1351»

تفسیر رادیو لندن درباره مرگ حسن زیرک در شهر بوکان:

« یگانه هنرمند ملت کُرد در گذشت در شهر بوکان»

و گفت:

ما زندگان مرده پرستیم و ندانیم قدر زنده را تا اندر لحد



استاد حسن زیرک اسطوره بلامناظع

كردستان‌ کردستان ديار باورهاي‌ ناب‌ و سرزمين‌ حماسه‌ و عشق‌ و عرفان‌، جايگاه‌ پرافتخار هنر و هنرمنداني‌ بوده‌ كه‌ هميشه‌ در طول‌ تاريخ‌ گهربار ايران‌ زمين‌ با آثار زيباي‌ خود برهه‌هاي‌ زماني‌ را تبلور خاصي‌ بخشيدند.
در اين‌ گزارش‌ يادي‌ خواهيم‌ كرد از مقام‌ بلند يكي‌ از برجستگان‌ عرصه‌ موسيقي‌ كرد زنده‌ ياد استاد حسن‌ زيرك‌ كه‌ نام‌ و آثار اين‌ هنرمند فقيد براي‌ هر كردي‌ در سراسر گيتي‌ كاملا آشناست‌ و اخيرا نيز وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌ در اقدامي‌ نيكو و پسنديده‌ مجوز كاستي‌ از اين‌ هنرمند را صادر كرده‌ كه‌ صد البته‌ انتشار اين‌ اثر حاصل‌ تلاش‌ و كوشش‌ همسر وفادار او سركار خانم‌ ميديا زندي‌ و چند تن‌ از هنرمندان‌ و هنردوستان‌ صورت‌ گرفته‌ كه‌ كاست‌ فوق‌ تحت‌ عنوان‌ )ترانه‌هاي‌ حسن‌ زيرك‌( شامل‌ ترانه‌هايي‌ از آن‌ مرحوم‌ در راديو كرمانشاه‌ و راديو تهران‌ حوالي‌ دهه‌ 1340 است‌ كه‌ تدوين‌ و به‌ بازار عرضه‌ شده‌ است‌.
الحان‌ طبيعي‌ كردستان‌، از رود و نسيم‌ و پرنده‌، هارموني‌ زيبايي‌ از نغمات‌ را پديد آورده‌ و نغمه‌ و نوا و موسيقي‌ در آن‌ سامان‌ حضوري‌ هميشگي‌ در ميان‌ طيف‌هاي‌ وسيع‌ مردم‌ دارد و صداي‌ گرم‌ و بي‌نظير حسن‌ زيرك‌ از لاله‌هاي‌ آبيدر و باغ‌ خوش‌ كاني‌ شفا و صداقت‌ مردم‌ كردستان‌ نشات‌ يافته‌ است‌.
استاد حسن‌ زيرك‌ به‌ سال‌ 1300 در شهرستان‌ بوكان‌ استان‌ كردستان‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود و در سن‌ 5 سالگي‌ از مهر پدر محروم‌ گشت‌ و بدبختي‌ و تلخي‌ و سختي‌هاي‌ فراواني‌ چشيد و زندگي‌ را در درون‌ درد و رنج‌ گذراند و عمري‌ را در شهرهاي‌ كردستان‌ ايران‌ و عراق‌ سپري‌ كرد و مدت‌ زيادي‌ در بخش‌ كردي‌ راديو بغداد همكاري‌ كرد و از سال‌ 1337 كه‌ بخش‌ راديو كردي‌ ايران‌ در تهران‌ براي‌ اولين‌ بار افتتاح‌ شد همكاري‌ خود را با اين‌ مركز آغاز كرد.
حسن‌ زيرك‌ گرچه‌ بخاطر شرايط‌ سخت‌ زندگي‌ از نعمت‌ درس‌ و تحصيل‌ بي‌بهره‌ ماند ولي‌ استعداد كم‌نظيري‌ در سرودن‌ شعر و آهنگسازي‌ كردي‌ داشت‌ و اين‌ استعداد به‌ همراه‌ صداي‌ منحصر به‌ فرد، سبب‌ گرديد كه‌ خالق‌ آثار مانا و ماندگاري‌ در عرصه‌ موسيقي‌ كرد باشد و ترانه‌هايش‌ در سرتاسر كردستان‌ محبوبيت‌ يافت‌ به‌ شكلي‌ كه‌ اينك‌ صداي‌ او در جاي‌ جاي‌ مناطق‌ كردنشين‌ و در كوچه‌ها و خيابانها و در خانه‌ها و مغازه‌ها طنين‌انداز گرديده‌ است‌.
حسن‌ زيرك‌ كه‌ در راديو كردي‌ تهران‌ فعاليت‌ داشت‌ با خانم‌ ميديا زندي‌ گوينده‌ بخش‌ كردي‌ ازدواج‌ كرد كه‌ حاصل‌ آن‌ ازدواج‌ دو دختر به‌ نامهاي‌ مهتاب‌ )آرزو( و مهناز )ساكار( بود كه‌ چند ترانه‌ را براي‌ فرزندانش‌ اجرا كرده‌ است‌.زندگي‌ حسن‌ زيرك‌ هميشه‌ با كوچ‌ و آوارگي‌ همراه‌ بود و يكي‌ از شهرهايي‌ كه‌ در آن‌ مدت‌ زيادي‌ اقامت‌ داشت‌ كرمانشاه‌ بود و همكاري‌ او در اين‌ شهر با هنرمندان‌ برجسته‌ كرمانشاهي‌ همچون‌ استاد مجتبي‌ ميرزاده‌، محمد عبدالصمدي‌، اكبر ايزدي‌ و بهمن‌ پولكي‌ سبب‌ خلق‌ آثار زيبايي‌ شد.
سالهاي‌ پاياني‌ زندگي‌ زيرك‌ در تلخي‌ و ناكامي‌ گذشت‌ و او در اين‌ سالها ديگر آن‌ بلبل‌ خوشخواني‌ نبود كه‌ از بامداد تا شامگاه‌ نغمه‌خواني‌ كند. در منطقه‌ بوكان‌ قهوه‌خانه‌يي‌ داير كرد و در ميان‌ مردمي‌ كه‌ دوست‌شان‌ داشت‌ و دوستش‌ داشتند آخرين‌ نفس‌هايش‌ را در رنج‌ و بيماري‌ كشيد و سرانجام‌ در چهارم‌ تيرماه‌ 1351 در بيمارستان‌ شهر بوكان‌ به‌ علت‌ بيماري‌ لاعلاج‌ چشم‌ از جهان‌ فروبست‌ و بر فراز كوه‌ ناله‌شكن‌ كه‌ از كوههاي‌ معروف‌ و زيباي‌ آن‌ منطقه‌ است‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.
استاد شهرام‌ ناظري‌ هنرمند بلند آوازه‌ موسيقي‌ سنتي‌ ايران‌ در خصوص‌ صداي‌ حسن‌ زيرك‌ چنين‌ اظهار داشت‌: «در خصوص‌ مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌، در مجموع‌ فقط‌ مي‌توانم‌ بگويم‌ كه‌ يك‌ انسان‌ نابغه‌ به‌ معناي‌ واقعي‌ بود، يعني‌ در همان‌ لحظه‌ كه‌ وارد اركستر راديو مي‌شد و به‌ اتاق‌ ضبط‌ مي‌رفت‌ بداهتا هم‌ شعر مي‌سرود، هم‌ آهنگ‌ مي‌ساخت‌ و هم‌ آن‌ را مي‌خواند كه‌ تا كنون‌ چنين‌ موردي‌ در موسيقي‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌ و با توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ كه‌ ايشان‌ سواد خواندن‌ و نوشتن‌ هم‌ نداشتند اما موسيقي‌ و شعر را به‌ صورت‌ الهامي‌ و حفظ‌ شده‌ مي‌خواند و واقعا از افراد كاملا استثنايي‌ و از نوابغ‌ موسيقي‌ كردي‌ بودند و بنده‌ در ميان‌ خوانندگان‌ كرد علاقه‌ خاصي‌ به‌ صداي‌ حسن‌ زيرك‌ دارم‌.»
سركار خانم‌ ميديا زندي‌ همسر حسن‌ زيرك‌ در كتاب‌ چريكه‌ كردستان‌ در خصوص‌ اين‌ هنرمند مي‌نويسد: «حسن‌ زيرك‌ بزرگمردي‌ است‌ كه‌ در هر كجا كردي‌ وجود داشته‌ باشد و در هر كشور كردنشين‌ همانند ستاره‌يي‌ درخشان‌ مي‌فروزد و آواي‌ ملكوتي‌اش‌ دل‌ هر دلداري‌ را به‌ جنب‌ و جوش‌ در مي‌ آورد و مي‌توان‌ گفت‌ هر كجا كرد باشد حسن‌ زيرك‌ نيز هست‌، چرا كه‌ در هر خانه‌ كردي‌ آوا و آوازهاي‌ او وجود دارد و همه‌ روزه‌ آواي‌ لذت‌بخش‌ اين‌ نابغه‌ بزرگ‌ به‌ گوش‌ مي‌رسد و هيچگاه‌ باور نخواهيم‌ كرد كه‌ حسن‌ زيرك‌ مرده‌ باشد و تاكنون‌ كه‌ حدود 30 سال‌ از درگذشت‌ او مي‌گذرد هنوز وي‌ در خانه‌ هر كردي‌ حضور دارد.»خانم‌ زندي‌ در ادامه‌ همان‌ بحث‌ در مورد سختي‌ و مشقت‌هاي‌ مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ چنين‌ مي‌نگارد: «حسن‌ زيرك‌ مدتي‌ به‌ عراق‌ مي‌رود و در مسافرخانه‌ فندق‌ شمال‌ به‌ شاگردي‌ مي‌پردازد و روزي‌ هنگام‌ نظافت‌ كه‌ مشغول‌ زمزمه‌ يكي‌ از ترانه‌هايش‌ بوده‌ مسافري‌ به‌ نام‌ جلال‌ طالباني‌ )رهبر اتحاديه‌ ميهني‌ كردستان‌ عراق‌( كه‌ در آنجا اقامت‌ داشته‌ با شنيدن‌ صداي‌ حسن‌ زيرك‌ او را به‌ راديو بغداد برده‌ و در آنجا مشغول‌ به‌ كار مي‌شود و در سال‌ 1337 به‌ ايران‌ بر مي‌گردد.
رفتار دولت‌ وقت‌ با حسن‌ زيرك‌ او را دچار مشكل‌ فراواني‌ كرد، بويژه‌ وقتي‌ كه‌ دكتر شيخ‌ عابد سراج‌الديني‌ رييس‌ وقت‌ برنامه‌هاي‌ كردي‌ راديو تهران‌ بود به‌ او اجازه‌ كار نداد و اين‌ كار سراج‌الدين‌ چنان‌ تاثير منفي‌ بر دل‌ لطيف‌ حسن‌ گذاشت‌ كه‌ ديگر هيچ‌ وقت‌ به‌ راديو برنگشت‌ و با دلي‌ شكسته‌ باروبند خود را به‌ سوي‌ بغداد پيچيد.
هنگامي‌ كه‌ به‌ بغداد رسيد در آنجا نيز او را دچار مشكل‌ كردند، او را گرفته‌ و روانه‌ زندان‌ كردند، در آنجا حسن‌ را به‌ پنكه‌ سقفي‌ بسته‌ و شكنجه‌ داده‌ بودند.
پس‌ از رهايي‌ از بغداد مجددا به‌ تهران‌ برگشت‌، در تهران‌ نيز ساواك‌ او را گرفت‌ و شكنجه‌ داد كه‌ جريان‌ شكنجه‌اش‌ در ساواك‌ را خودش‌ در نوار گفته‌ كه‌ صداي‌ او هنوز به‌ يادگار مانده‌ است‌ و اين‌ رويدادها نشان‌ دهنده‌ اين‌ است‌ كه‌ حسن‌ زيرك‌ نه‌ در ايران‌ و نه‌ در عراق‌ روي‌ خوشي‌ و راحتي‌ و آزادي‌ را نديد.
در سال‌هاي‌ 1341 تا 1343 در كرمانشاه‌ بود و با راديو كرمانشاه‌ همكاري‌ داشت‌ و به‌ نظر من‌ بيشتر اين‌ درد و غمها و مصيبتي‌ كه‌ به‌ حسن‌ رسيده‌ بود بخاطر عدم‌ توجه‌ حكومت‌ وقت‌ به‌ هنرمند بزرگ‌ كرد بود...»
همسر مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ كه‌ خودش‌ گوينده‌ بخش‌ كردي‌ راديو تهران‌ قديم‌ است‌ در ادامه‌ مي‌نويسد: «حسن‌ زيرك‌ نزديك‌ به‌ هزار ترانه‌ در تهران‌ و كرمانشاه‌ اجرا كرده‌ بود و بخاطر همين‌ ترانه‌هاي‌ او بودكه‌ روزانه‌ نزديك‌ به‌ دوهزار نامه‌ نوشته‌ مي‌شد و حتي‌ درون‌ نامه‌ پول‌ قرار مي‌دادند تا ترانه‌ مورد درخواست‌ آنان‌ پخش‌ شود و در كل‌ برنامه‌هاي‌ كردي‌ راديو تهران‌ و كرمانشاه‌ بخاطر صداي‌ دلنشين‌ حسن‌ زيرك‌ مورد توجه‌ همه‌ قرار گرفته‌ بود و آن‌ موقع‌ هر روز دو بار برنامه‌ )ما و شنوندگان‌( پخش‌ مي‌شد و حسن‌ زيرك‌ با صداي‌ رسا و لذت‌بخش‌ خود باعث‌ معروفيت‌ و كيفيت‌ و شكوفايي‌ برنامه‌هاي‌ كردي‌ در تهران‌ و كرمانشاه‌ شده‌ بود و سيل‌ نامه‌هاي‌ طرفداران‌ ترانه‌هاي‌ او هر روز به‌ راديو جاري‌ بود اما پس‌ از اين‌ همه‌ خدمت‌ ، حسن‌ زيرك‌ را ديگر به‌ راديو راه‌ ندادند واو را از ياد بردند درحالي‌ كه‌ در 28 مرداد 1341 كه‌ برد ايستگاه‌ راديوي‌ كرمانشاه‌ به‌ صد كيلو وات‌ رسيده‌ بود صداي‌ حسن‌ زيرك‌ به‌ همه‌ شهرها و روستاهاي‌ كردنشين‌ مي‌رسيد. »
فاروق‌ صفي‌زاده‌ بوره‌كه‌يي‌ ، از محققان‌ ارزشمند در خصوص‌ حسن‌ زيرك‌ مي‌ نويسد: «حسن‌ زيرك‌ بيش‌ از هزار و پانصد ترانه‌ ساخته‌ است‌ و همه‌ آهنگ‌هاي‌ ترانه‌ها و بيشتر سروده‌هاي‌ آن‌ را خود مي‌ساخته‌ و مي‌سروده‌ است‌. از آهنگ‌هاي‌ اين‌ هنرمند بزرگ‌ بيشتر ترانه‌سرايان‌ امروز فارس‌ و كرد و بيگانه‌ و ترك‌ نيز سود جسته‌اند وامروز هر آهنگي‌ كه‌ پديد مي‌آيد نشاني‌ از آهنگ‌هاي‌ اين‌ هنرمند را در خود نهفته‌ دارد، هنگامي‌ كه‌ به‌ آهنگ‌هاي‌ او گوش‌ فرا مي‌دهي‌، زندگي‌ را با همه‌ آزارها و مويه‌ها و رنج‌هايش‌ درمي‌يابي‌.بر همين‌ پايه‌ آهنگ‌هاي‌ حسن‌ زيرك‌ نشانه‌ زندگي‌ هر كرد آريايي‌ رنج‌كشيده‌ را در خود نهفته‌ دارد.»استاد مجتبي‌ ميرزاده‌ نوازنده‌ ويولون‌ و موسيقيدان‌ برجسته‌ كه‌ در تمامي‌ آثار مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ در دهه‌ 1340 در اركستر راديو كرمانشاه‌ نوازندگي‌ و تنظيم‌ آهنگ‌هاي‌ او را به‌ عهده‌ داشته‌ در مورد اين‌ هنرمند فقيد در گفت‌وگو با راقم‌ اين‌ سطور چنين‌ اظهار داشت‌: «حسن‌ زيرك‌ با اينكه‌ مطلقا سواد نداشت‌ اما اشعار اغلب‌ آثارش‌ را به‌ صورت‌ بداهه‌ و در آن‌ لحظه‌ كه‌ مي‌خواند مي‌سرود و از حافظه‌يي‌ بسيار قوي‌ در حفظ‌ شعرو آهنگ‌ و مقام‌هاي‌ كردي‌ برخوردار بود و بايد گفت‌ كه‌ حسن‌ زيرك‌ هيچ‌گاه‌ در موسيقي‌ كرد تكرار نخواهد شد چرا كه‌ ماندگارترين‌ و زيباترين‌ نغمات‌ كردي‌ را خلق‌ كرد و اينك‌ نه‌تنها در ايران‌ حتي‌ در ميان‌ كردهاي‌ عراق‌، سوئد و ساير نقاط‌ جهان‌ آثار و نام‌ و ياد او از مقام‌ و منزلت‌ والايي‌ برخوردار است‌.»
سركار خانم‌ مهناز زيرك‌ )ساكار( دختر مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ در يادداشتي‌ درخصوص‌ رفتن‌ او به‌ مزار پدرش‌ با احساسي‌ پرشور مي‌ نويسد: «پس‌ از درگذشت‌ پدرم‌، به‌ دليل‌ كارمندبودن‌ مادرم‌، وي‌ مرتب‌ مجبور بود سركار باشد و لذا ما نتوانسته‌ بوديم‌ از تهران‌ به‌ زادگاهمان‌ كردستان‌ برويم‌ و مادرم‌ نيز چون‌ احساس‌ مسووليت‌ مي‌كرد حاضر نبود ما را به‌ تنهايي‌ به‌ كردستان‌ بفرستد. از همان‌ دم‌ نخست‌ كه‌ قرار شد براي‌ دلجويي‌ عزيزي‌ از دست‌رفته‌ برويم‌ تصميم‌ گرفتم‌ حتما به‌ زيارت‌ آرامگاه‌ پدرم‌ نيز بروم‌ و هر آنچه‌ سال‌هاست‌ در سينه‌ پنهان‌ كرده‌ ام‌ بازگويم‌ و عقده‌ دل‌ را بگشايم‌.
بعد از رسيدن‌ به‌ شهر كوچك‌ و زيباي‌ مهاباد و دلجويي‌ و تسليت‌ به‌ خانواده‌يي‌، صبح‌ روز بعد به‌ سوي‌ بوكان‌ رهسپار شديم‌ ويكي‌ از همشهريان‌ كرد قرار شد ما را به‌ مقصد برساند و هنگامي‌ كه‌ راننده‌ مقصد ما را دانست‌ و فهميد كه‌ فرزندي‌ پس‌ از سال‌ ها دوري‌ به‌ ديدار پدر مي‌رود پدري‌ كه‌ امروز يكي‌ از افتخارات‌ فرهنگ‌ و هنر كرد است‌ بي‌نهايت‌ در حق‌ ما لطف‌ كرد به‌گونه‌يي‌ كه‌ حتي‌ حاضر نشد پول‌ حق‌الزحمه‌ خود را بگيرد.
آري‌ به‌ ديدار گوري‌ سرد مي‌رفتم‌ كه‌ سالها بود كسي‌ در آنجا خفته‌ بود كسي‌ كه‌ در سراسر زندگي‌اش‌ مالامال‌ از درد وآزار بود... از هنگامي‌ كه‌ وارد شهر شدم‌ كوه‌ ناله‌شكن‌ كه‌ آرامگاه‌ مينوي‌ پدر در آنجا قرار دارد خود را زيباتر از هميشه‌ نمايانده‌ بود و از دور با كوه‌ ناله‌ شكن‌ نجواهايم‌ را آغاز كردم‌، تو گويي‌ پدر بود كه‌ در برابرم‌ ايستاده‌ بود و به‌ سخنانم‌ گوش‌ مي‌ كرد و مي‌شنيد كه‌ مي‌گفتم‌: كجايي‌ پدر!؟ ما و مادر تنهاييم‌، تنها به‌ تو، به‌ تو احتياج‌ داريم‌... چشمهايم‌ را بستم‌ و يك‌ لحظه‌ در عالم‌ خيال‌ خودم‌ را در آغوش‌ پدر ديدم‌ اگرچه‌ خيالي‌ بيش‌ نبود.اما لذتي‌ وصف‌ناپذر داشت‌، لذتي‌ كه‌ هنوز مستي‌ آن‌ از سرم‌ بيرون‌ نرفته‌ است‌.»
استاد اكبر ايزدي‌ از نوازندگان‌ پيشكسوت‌ كه‌ در اكثر اركسترها به‌ خوانندگي‌ حسن‌ زيرك‌، نوازندگي‌ سنتور را به‌ عهده‌ داشته‌ است‌ در مورد او مي‌گويد: «حسن‌ زيرك‌ اعجوبه‌ بداهه‌خواني‌ كردي‌ و هم‌ در شاعري‌ و آهنگسازي‌ بسيار توانا بود و حتي‌ اشعار برنامه‌ را خودش‌ مي‌سرود وهيچ‌گاه‌ در صدايش‌ ضعفي‌ مشاهده‌ نكردم‌ و اصولا در خواندن‌ و ساخت‌ ترانه‌ ها كردي‌ از نوادر دوران‌ و از برجستگان‌ موسيقي‌ كردي‌ بود.»
دكتر محمد صديق‌ مفتي‌زاده‌ كه‌ مقدمه‌يي‌ بر كتاب‌ «چريكه‌كردستان‌» مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ نوشته‌ ، شعري‌ در وصف‌ اين‌ هنرمند با گويش‌ كردي‌ سروده‌ كه‌ اينك‌ بر سنگ‌ مزار او حك‌ شده‌ است‌ كه‌ برگردان‌ به‌ فارسي‌ آن‌ چنين‌ است‌:«زيرك‌! در راه‌ هنر زحمت‌ بسيار كشيدي‌، زندگي‌ات‌ را در راستاي‌ هنر فدا كردي‌، هيچ‌گاه‌ در زندگي‌ حتي‌ لحظه‌يي‌ آرام‌ نداشتي‌، رنج‌ فراوان‌ كشيدي‌ و بسيار مورد ستم‌ قرار گرفتي‌، روزگارت‌ حتي‌ يك‌ دم‌ بدون‌ غم‌ نگذشت‌ كه‌ چه‌ در مقام‌ هنر، بر بالاترين‌ چكاد قرار داشتي‌.»
مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ در راديو تهران‌ آثاري‌ به‌ ثبت‌ و ضبط‌ رسانيد كه‌ اغلب‌ با ساز اساتيدي‌ همچون‌ استاد حسين‌ ياحقي‌، استاد حسن‌ كسايي‌، استاد جليل‌ شهناز، جهانگير ملك‌، احمد عبادي‌ و به‌ سرپرستي‌ زنده‌ياد مشير همايون‌ شهردار همراه‌ بود. در خصوص‌ شخصيت‌ هنري‌ حسن‌ زيرك‌ نظر استاد بيژن‌ كامكار خواننده‌ و نوازنده‌ برتر كشورمان‌ را نيز جويا شديم‌ كه‌ ايشان‌ هم‌ با اعلام‌ اين‌ مطلب‌ كه‌ علاقه‌زيادي‌ به‌ صداي‌ مرحوم‌ حسن‌ زيرك‌ دارد گفت‌:«حسن‌ زيرك‌ يكي‌ از برجستگان‌ موسيقي‌ كرد به‌ شمامي‌ آيد و خيلي‌ از آهنگ‌هاي‌ كردي‌ يا فارسي‌ كه‌ الان‌ به‌ اجرا در مي‌آيد الهام‌ گرفته‌ از آثار آن‌ هنرمند است‌ و شهرت‌ و محبوبيت‌ حسن‌ زيرك‌ فقط‌ محدود به‌ مرزهاي‌ ايران‌ نيست‌ بلكه‌ در كشورهاي‌ اروپايي‌ وتمام‌ نقاط‌ كردنشين‌ جهان‌ امتداد دارد.»چندي‌ پيش‌ رييس‌ شوراي‌ اسلامي‌ شهر بوكان‌ در گفت‌وگو با نشريه‌ سيروان‌ )يكي‌ از نشريات‌ محلي‌ استان‌ كردستان‌( اعلام‌ كرد كه‌ عمليات‌ اجرايي‌ احداث‌ مجتمع‌ توريستي‌ حسن‌ زيرك‌ و همچنين‌ ايجاد خيابان‌ 12 متري‌ به‌ نام‌ وي‌ تا محل‌ آرامگاهش‌ آغاز مي‌شود كه‌ اگر اين‌چنين‌ باشد بايد به‌ مسوولان‌ مربوطه‌ و ذيصلاح‌ منطقه‌ بوكان‌ دست‌مريزاد گفت‌ و همچنين‌ در سال‌ گذشته‌ فيلمي‌ از زندگاني‌ حسن‌ زيرك‌ در شهر سليمانيه‌ عراق‌ ساخته‌ و تا چند ماه‌ بر پرده‌ سينماهاي‌ شهرهاي‌ كردستان‌ عراق‌ اكران‌ شد كه‌ در اين‌ فيلم‌ گوشه‌ هايي‌ از سختي‌ و مشقت‌هاي‌ اين‌ هنرمند اصيل‌ و ارزشمند را در ايران‌ و عراق‌ به‌ نمايش‌ گذاشته‌ بود.

نوروز در آوای حسن زیرک

حسن زیرک

کردپرس: مینی بوس قدیمی در جاده های و پر پیچ و خم دامنه های سبز زاگرس، سلانه سلانه راه ناهموار خویش را در پیش گرفته است. مسافران به سختی خودشان را با ساک هایی پر از وسیله در راهرو و لابلای صندلی های فرسوده جای داده اند. راننده رادیو را بر روی موج رادیو کوردی کرمانشاه تنظیم کرده و صدای آن را تا آخر بلند کرده؛ همه مسافران مبهوت طنین دلنشین صدای خواننده ای شده اند که آوازه اش همه جای ایران پیچیده شده، و با همه وجود ترانه «نوروز» را می خواند:

ئه م روژی سالی تازه یه نه وروزه هاته وا

جیژنیکی کونی کورده به خوشی و به هاته وا

وا روژهه لات له به نده نی به رزی ولاته وا

ره نگی گولاله و گه زیزه شه به ق شه وق ئه داته وه

...

هر سال بهار با صدای « نوروز» حسن زیرک می آمد.

«کردها»و «موسیقی» از گذشته های بسیار دور، در شادی و غم، همراه و همدم همیشگی بوده اند. سال که نو می شود، «موسیقی» نیز ریتم تندتر و شادتری به خود می گیرد تا مردم کورد خستگی یک زمستان سخت را از تن و جان به در کنند. دشت ها و کوهپایه های زاگرس در ماههای اولیه بهار از طراوت و سرزندگی خاصی برخوردارند و ساکنان خود را به گشت و سیران و انجام هلپرکی های «چپی» و «فتاپاشا»، به همراهی نوای اسطوره ای ساز و دهل، فرا می خوانند. پشت سر نهادن یک سرمای طاقت فرسا و آرام گرفتن در آغوش اعتدال بهاری واقعاً جای جشن گرفتن هم دارد.

سرود «نوروز» با صدای حسن زیرک

 

از میان ترانه هایی که به مناسبت آغاز سال جدید و پیشوازی از نو شدن طبیعت ساخته شده اند، ترانه «نوروز» با صدای حسن زیرک از محبوبیت ویژه ای برخوردار است. شعر این آهنگ بیاد ماندنی از ماموستا «پیره میرد» بوده و در دستگاه ماهور ساخته شده است. این آهنگ از تنظیمی بسیار زیبا برخوردار بوده و شنونده از گوش سپردن به آن سیر نمی شود و با گذشت پنجاه سال از ساخت این ترانه، هنوز هم محبوب ترین آهنگ نوروزی کوردی محسوب می شود و به وقت فرارسیدن بهار، از همه جا، از پخش کننده اتوموبیل ها گرفته تا کانال های ماهواره ای، می توان «نوروز» را با طنین صدای حسن زیرک شنید.

«نوروز» از ساخته های ماموستا محمد صالح دیلان یکی از موسیقی دان های مشهور کورد است. البته حسن زیرک هم در ملودی و شعر تغییراتی داده است. مثلاً در اجرای حسن زیرک گفته می شود:

جیژنیکی (کونی) کورده به خوشی و به هاته وا

که در شعر پیره مرد به این صورت بوده است:

جیژنیکی (قومی) کورده به خوشی و به هاته وا

 همچنین حسن زیرک ریتم آهنگ «نوروز» را مقداری دستکاری نموده و آن را تندتر کرده است.

برای بسیاری غیر قابل باور است که آهنگ زیبای «نوروز» را یک ارکستر غیر کرد نواخته است؛ ارکستر رادیو تهران در دهه سی به رهبری مشیر همایون شهردار. ارکستری که بزرگانی همانند: جلیل شهناز، جهانگیر ملک، حسن کسایی، احمد عبادی و حسین یاحقی در آن ساز می زدند.

همکاری حسن زیرک با ارکستر رادیو تهران از سال 1337(زمان بازگشایی رادیو کردی تهران) شروع شد. وی به عنوان خواننده در این رادیو استخدام شد و شروع به خواندن ترانه هایی به زبان کوردی کرد. چندی نگذشت که آوازه حسن زیرک در میان اهالی موسیقی پایتخت پیچید و او سر از محافل هنری آن سال ها درآورد.

ماموستا علی مردان در گفتگویی که پس از مرگ حسن زیرک با رادیو کردی بغداد انجام داده، خاطره ای از دیدار خود با حسن زیرک جوان در اواخر اوایل دهه چهل را اینگونه روایت کرده است: « تنها خدا می داند که من چقدر حسن زیرک را دوست داشتم و با مردن او، ترانه ها هم در حنجره من هم مردند. من هرگز حسن زیرک را فراموش نمی کنم و او بهترین خواننده بود. من و حسن زیرک ارتباط بسیار نزدیکی با هم داشتیم و حتی در تهران نیز با هم بودیم. هنگامی که من به تهران رفتم حسن زیرک هم در آنجا بود و یک روز صبح زود او همراه با یک هنرمند بسیار معروف، به دنبال من آمده و با هم به مجلسی که در خانه زیرک برگزار بود، رفته و به اجرای آواز پرداختیم.»

همانگونه که ماموستا علی مردان توصیف می کند؛ حسن زیرک در آن سال ها با هنرمندان ممتاز تهران حشر و نشر داشت و کارهای ماندگاری همانند؛ «نوروز»، «هه ی نار هه ی نار» و «تو وه ره و من دیم» را با همکاری ارکستر بزرگ رادیو تهران، اجرا کرده بود. حسن زیرک در همان سال ها با خانم میدیا زندی، گوینده رادیو کوردی تهران ازدواج کرد.

رادیو کوردی تهران تا سال 1341 در تهران فعالیت می کرد اما پس از آن به منظور ارائه بهتر برنامه ها و ارتباط نزدیک با جامعه مخاطبان کرد به کرمانشاه منتقل شد و تبدیل به رادیوی کردی (ایران) گردید که با جمله معروف «ده نگی ئیرانه، به شی کوردی» از کرمانشاه بر روی آنتن می رفت. حسن زیرک با ورود به شهر کرمانشاه و آشنایی با استاد مجتبی میرزاده، نابغه موسیقی ایران، فصل تازه ای از دوران پر بار هنری خویش را آغاز کرد و به خلق آثار بسیاری دست زد.

همسر حسن‌ زیرک‌ که‌ خود‌ گوینده‌ بخش‌ کردی‌ رادیو تهران‌ بود،‌ در باره زندگی هنری حسن زیرک در آن سالها می‌نویسد: « برنامه‌های‌ کردی‌ رادیو تهران‌ و کرمانشاه‌ بخاطر صدای‌ دلنشین‌ حسن‌ زیرک‌ مورد توجه‌ همه‌ قرار گرفته‌ بود و آن‌ موقع‌ هر روز دو بار برنامه‌ «ما و شنوندگان» پخش‌ می‌شد. حسن‌ زیرک‌ با صدای‌ رسا و لذت‌بخش‌ خود باعث‌ معروفیت‌ و کیفیت‌ و شکوفایی‌ برنامه‌های‌ کردی‌ در تهران‌ و کرمانشاه‌ شده‌ بود و سیل‌ نامه‌های‌ طرفداران‌ ترانه‌های‌ او هر روز به‌ رادیو جاری‌ بود. روزانه‌ نزدیک‌ به‌ دوهزار نامه‌ نوشته‌ می‌شد و حتی‌ درون‌ نامه‌ پول‌ قرار می‌دادند تا ترانه‌ مورد درخواست‌ آنان‌ پخش شود.‌ از مرداد 1341 برد ایستگاه‌ رادیوی‌ کرمانشاه‌ به‌ صد کیلو وات‌ رسیده‌ بود و صدای‌ حسن‌ زیرک‌ به‌ همه‌ شهرها و روستاهای‌ کردنشین‌ می‌رسید».

«نوروز» ترانه ای همیشگی برای آغاز سال نو

بی گمان ترانه «نوروز» از زیبا ترین و ماندگار ترین کارهای موسیقایی است که پیرامون بهار و سال نو ساخته شده و با گذشت پنجاه سال از ساخت آن، هنوز بوی تازگی و طراوت می دهد.

این ترانه در سال های اخیر در غالب کاست «ترانه های حسن زیرک» در کنار ترانه هایی همانند؛ «که تانه»، «هه ی به نناز»، «ئه سمه ری دولبه ری»، «شه و»، «ئه ی وه ی بارانه»، «هه ی نار هه ی نار»، «لورکی و لورکی»، توسط انتشارات معتبر «ماهور» برای علاقه مندان به این هنرمند روانه بازار شده است.

البته سال ساخت «نوروز» در بروشور به اشتباه 1348 عنوان شده که احتمالاًً 1338 صحیح است. زیرا مشیر همایون شهردار تنها از سال 1331تا سال 1338 سرپرست ارکستر رادیو تهران بوده و سپس با کناره گیری تدریجی از دنیای موسیقی در سال 1348 فوت نمودند. همچنین حسن زیرک تنها در فاصله سال های 1337 تا 1341 در تهران بوده و از 1341 با نقل مکان به کرمانشاه، تا 1344 با ارکستر رادیو کرمانشاه به رهبری مرحوم عبدالصمدی و نوازندگی بزرگانی همانند؛ میرزاده، ایزدی و پولکی به ارایه کارهای هنری پرداخت. پس از این سال ها، حسن زیرک با توجه به عدم توجه مسئولان وقت رادیو و تلویزیون به خواسته های وی، رادیو کوردی کرمانشاه را ترک کرد و پس از مدتی دردمندانه از دنیای هنر خداحافظی کرد و سال های پایانی قبل از مرگش زودهنگامنش (تیرماه 1351) را در قهوه خانه ای در بوکان گذراند.

خوشبختانه در سال های اخیر تعدادی از آثار حسن زیرک با تأیید شورای عالی شعر و موسیقی صدا و سیما ، مجوز پخش از شبکه های استانی را گرفته و به مناسبت های مختلف از مراکز مختلف استانی در مناطق کردنشین مثل سنندج پخش می شوند. همچنین در سال های اخیر رادیو فرهنگ گهگاه اقدام به پخش ترانه ماندگار«نوروز» کرده است.

در این میان تنها شبکه زاگرس کرمانشاه است که تمایلی به پخش آثار این اسطوره موسیقی کرد نداشته و حتی از پخش آهنگ های مجوزدار وی نیز اکراه دارد، در حالی که حسن زیرک از چهره های مشهور رادیو کرمانشاه در اوایل دهه چهل بود.

هر چند زیرک وداعی بسیار تلخ و تراژیک با دنیای هنر داشت و آخرین نفس هایش را بر روی تخت بیمارستان بوکان (در حالی که از درد بیماری لاعلاج سرطان می نالید) کشید، ولی با آغاز هر بهار، سرود «نوروز» با صدای پر طنین و اسطوره ای حسن زیرک، همچنان از ضبط صوت ماشین هایی که پر شتاب دشت ها و کوهپایه های زاگرس را در می نوردند، شنیده می شود.

بوکان
بۆکان

Boukan2012.jpg

Red pog.svg
بوکان
Iran location map.svg
°۴۶٫۱۲۵۰شرقی °۳۶٫۳۱۱۹شمالی
نمایی از شهر بوکان در تابستان سال ۱۳۹۱
اطلاعات کلی
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان آذربایجان غربی
شهرستان بوکان
بخش مرکزی
سال شهرشدن ۱۳۲۷
مردم
جمعیت ١٧١،٧٧٣ نفر(۱۳۹۰)[۱]
رشد جمعیت ۲/۳ درصد (سالیانه)
زبان‌ گفتاری کردی سورانی
مذهب اکثریت: سنی شافعی
جغرافیای طبیعی
مساحت طول: ۱۱،۵کیلومتر، عرض: ۶،۴۰۰ متر
ارتفاع از سطح دریا ۱۳۷۰ متر
آب‌وهوا
میانگین دمای سالانه ۱۲ درجهٔ سانتی‌گراد[۲]
میانگین بارش سالانه ۵۲۵ میلیمتر
روزهای یخبندان سالانه ۴۱ روز
اطلاعات شهری
شهردار رشید میر حسامی[۴]
ره‌آورد فرش بوکان،تخمه فرشاد[۵]،صنایع دستی،قالی،ترشی،گندم بوکان
پیش‌شماره تلفنی ۰۴۸۲[۳]
وبگاه

شهرداری بوکان

فرمانداری بوکان
پلاک خودرو Flag of Iran.svg ایران ن ۲۷[۶]

سه شنبه هفدهم بهمن 1391 :: 8:46 ::  نويسنده : وحید اکجوان

ید علی اصغر کردستانی (بابا شهابی)(1250، صلوات آباد، سنندج- 1311، صلوات آباد، سنندج) خواننده کرد و از اساتید آواز دوران قاجار و پهلوی است که وسعت صدا و تحریرهای ریز پی در پی در صدای اوج ، از ویژگی های آواز ایشان است. از وی قطعاتی به جا مانده است. شهرت ایشان به کردستانی به دلیل سنندجی بودن وی بوده است.

محتویات

زندگی‌نامه

سید علی اصغر کردستانی فرزند سید نظام الدین فرزند سید جامی فرزند سید محمدجواد فرزند سید ابراهیم – که بر طبق شجره‌نامه به سید علی همدانی برادر شاعر مشهور باباطاهر همدانی و از طرف مادر به علامه مشهور بابا شهاب‌الدین می‌رسد- است و در سال 1250 شمسی در روستای صلوات آباد نزدیک سنندج به دنیا آمد. در مورد سال تولد استاد نظرات مختلفی وجود دارند، بر طبق نظر غفور رشید داراغا سال تولد و وفات استاد 1876 و 1937 میلادی بوده اند که اگر این تاریخ صحیح باشد می توان گفت که استاد از دو خواننده مشهور به نام‌های شۆڵ عه‌بدوڵا و مجیدی قالی حمامچی بهره برده است. اما استاد عباس کمندی در کتابش نوشته است که سال تولد استاد 1260 شمسی (1881 میلادی) و سال وفات ایشان 15 مرداد 1315 شمسی (1937 میلادی) است و همچنین طبق نوشته ماموستا محمد حمباقی استاد در سال 1261 شمسی (1881) متولد شده و در 15 بهمن سال 1315 شمسی (1937) فوت کرده است.

استاد قبل از سال 1284 هجری( 1905 میلادی) با ماه شرف خانم ازدواج کرده است و ثمره این ازدواج سه پسر به نامهای سید عبدالاحمد، سید مسیح و سید علی اشرف و دو دختر به نامهای زهرا و شرافت بوده اند.

پسر بزرگ شان عبدالاحد در سال 1284 هجری ( 1905 میلادی) مولد شده که 79 سال عمر می گند. سال 1295 پسر دومشان به اسم مسیح به دنیا می آید که در همان کودکی فوت می کند. سید علی، پسر سوم ایشان، در سال 1371 هجری( 1992 میلادی) فوت می کند.

کودکی و جوانی

سید نظام الدین پدر سید علی اصغر که خود از مردان مشهور دینی بود سید را به شهر آورد و در مسجد دارالاحسان به مکتب شیخ عبدالمومن پدر آیت الله مردوخ سپرد تا از محضر ایشان کسب فیض کند و قرائت صحیح قران را بیاموزد. سید سالیان درازی از عمر خود را به فراگیری قرآن پرداخت و بعد از مدتی در قرائت استادی بی نظیر شد چنانکه آوازه او از مرزها در گذشت و بنا به روایتی یک بار نیز جهت قرائت قرآن به مصر دعوت شد ولی به دلیل ناخوشی پدر از رفتن صرف نظر کرد. مردمی بودن سید افزون بر حسن و موهبت خدادادی صدایش دلهای مشتاقان بسیاری را تسخیر کرد و از آنجا که انسانی بی تکبر و بخشنده بود، نغمه‌های روح پرورش را بی دریغ نثار دوستدارانش می‌کرد. پدر بارها او را از خواندن در ملا عام منع و سرزنش کرده بود و سید با کمال احترام در جواب پدر گفته بود: آنچه نعمت خداست به همه تعلق دارد و نباید آنرا از خلایق دریغ کرد و اگر خواندن الحان از روی حقیقت و دستی به جانب معنویات باشد مانند صدای پرندگان خالی از محرمات خواهد بود.

صفای باطن و فروتنی سید ، افزون بر حسن و موهبت خدایی صدایش ، دلهای مشتاقان بیشماری را تسخیر کرد و از آنجا که انسانی بی تکبر و بخشنده بود و نغمه های روح پرورش را بی دریغ نثار دوستدارانش می کرد ، دیری نپایید که به محافل انس و به ویژه مجالس خوانین و بزرگان کردستان راه یافت. در همین محافل و مجالس بود که شیفتگان بسیاری را در حلقه ی ارادت خویش در آوردو به تشویق یکی از آنها که از خاندان آصف دیوان و از خوانین سنندج بود، به تهران آمد و صفحاتی را به فارسی و کردی ضبط کرد.

آشنایی با بزرگان موسیقی

حاج «سید عبدالاحد بابا شهابی» پسر بزرگ سید می گوید: مرحوم پدرم با وجود اینکه هرگز نزد استادی تعلیم ندیده بود مع الوصف عموم دستگاهها و مقامات موسیقی ایرانی را می شناخت و آنچه را می خواند یا موسیقی اصیل کردی بود و یا خود بر اساس موسیقی اصیل کردی می ساخت و اجرا می کرد. اشعاری هم که می خواند یا اشعار فولکلور متداول محلی بود و یا از دیوان شاعران مانند مولوی کرد، وفایی مهابادی یا طاهر بگ جاف و باباطاهر همدانی انتخاب می کرد. به دلیل رسیدن نسبش به باباشهاب الدین تا قبل از انتشار ترانه هایش بر روی گرامافون به سید علی اصغر باباشهابی معروف بود. نحوه پرداخت تحریرات ریز و مکرر و کش دادن صدا در نهایت جمله‌ها مختص خود سید علی اصغر است و این سبک خوانندگی بجز در زادگاهش صلوات آباد محل و مکان دیگری در کردستان ندارد. استاد سید علی اصغرکردستانی آهنگهای اصیل کردی زمان خود را به سبک خود خوانده است و با تحریرات ریز صدا بر ملودی آنها افزوده است. در سن 47 سالگی استاد با نماینده کمپانی گرامافون پولیون، حکیم حکاکی قراردادی به امضا می رسانند و در سالهای 1928 و 1929 میلادی طبق قرارداد 10 ترانه را برای کمپانی و بر روی صفحه ضبط می کند که عبارتند از: 1- مقام سه گاه 2- مقام بیات ترک 3- مقام حجاز 4- مقام همایون 5- مقام دشتی 6- مقام شوشتری 7- مقام اصفهان 8- ترانه یار غزال 9- ترانه هه‌ی نابێ نابێ 10- ترانه له‌نجه‌ و له‌نجه‌ علاوه بر ترانه های ذکر شده 4 ترانه دیگر نیز از استاد باقی مانده اند که عبارتند از: 1- ئه‌ی ڕه‌فیقانی ته‌ریقه‌ت 2- کراس کورتێ 3- جانی جانانم وه‌ره‌ 4- غه‌مگین و دڵ په‌شێوم که بعضی از این ‌‌آثار توسط خوانندگان فعلی باز خوانی شده است، از جمله کاست زه‌ردی خه‌زان کاری از ارسلان کامکار و قسمتی از کاست فه‌ڵه‌ک باخه‌وان با صدای سید جلا ل الدین محمدیان و نیز تصنیف های ده‌ردی هیجران، ڕه‌فیقانی ته‌ریقه‌ت و هه‌ر وه‌ک بازووبه‌ن را این اواخر خواننده بسیار توانا زنده یاد استاد حشمت اله لرنژاد اجرا کرده که در خور تحسین می باشد. سازهایی که سید علی اصغر را در تمام آهنگها همراهی کرده اند عبارتند از تار، کمانچه، فلوت و از ضرب هم جز در برخی آهنگ ها، آن هم به دلیل حساسیت سید علی اصغر به آن، استفاده شده است. عباس کمندی در کتاب کوچک و مختصری که با عنوان «سید علی اصغر کردستانی» در سال 1364 منتشر کرد، نوشته است : « ... یک شب در تهران و در منزل یکی از رجال مملکتی با حضور دولتمندان و هنرمندان و ادبای تراز اول، جشنی بر پا می شود. سردار اعظم، سید را همراه با خود به آن جشن می برد. یکی از خوانندگان آن جشن، قمرالملوک بود ... بعد از خاتمه ی آواز قمر، سید از طرف سردار اعظم به حاضرین معرفی و از وی تقاضای خواندن می شود ... سید صدای خود را یک گام بالاتر از صدای قمر وسعت داده و با تمام قدرت شروع به خواندن می کند و تمام اهل مجلس و خصوصاً موسیقیدانان را به تعجب و تحسین وا میدارد ... با مخارج سردار اعظم، سید حدود یک ماه در تهران ماند و در یک شرکت صفحه پرکنی به نام پلیفون حدود سی آهنگ متفاوت، همراه ارکستر بر صفحه ی گرامافون ضبط کرد .نوازندگانی که سید علی اصغر را در این ضبط همراهی نموده اند مشخص نیستند مگر اینکه با دسترسی به آرشیو صدا و سیما بتوان به چیزی دست یافت. اما به گفته سید عبدالاحد، پدر همواره از دو نوازنده به نام های کمال تار زن و حسن کمانچه نواز به نیکی یاد می کرده است. صفحات سید بعدها در بین متنفذین کردستان پراکنده و به مرور زمان به علت دست به دست شدن تعدادی از آنها از بین رفت بعد از تاسیس رادیو سنندج در سال 1327 یا 28 از خانواده ی آصف دیوان به دست آمد و جهت استفاده ی عموم کپی برداری شد ... آنچه از صدای سید و نحوه ی اجرای آهنگ هایش مشخص است، این است که سید به طور مسلم موسیقی ایرانی را می شناخته است. اما چگونه و در کجا و با چه امکاناتی به این شناخت رسیده، جای بحث و گفتگوست... .به نظر می رسد چون در آن زمان و قبل از رفتن سید به تهران، سنندج به مدت یک سال تبعیدگاه عارف قزوینی، شاعر و ترانه سرای معروف ایران بود و چون عارف در آن مدت به منزل خوانین سنندج به خصوص منزل آصف دیوان رفت و آمد داشت، مثلماً صدای سید از نظر عارف مکتوم نمانده و احتمالا جلساتی با هم داشته اند و با توجه به نحوه ی به کارگیری تحریرات در صدای سید علی اصغر و شباهت آن با آهنگ های عارف قزوینی و نحوه ی تحریرات به کار گرفته در آنها، به احتمال زیاد، سید موسیقی را از عارف آموخته و یا حداقل نحوه صوت پردازی سید، بدون دخالت عارف نبوده است. اگر غیر از این باشد، سید علی اصغر خود ابداع کننده این سبک در موسیقی کردی است، چرا که نحوه ی خواندن سید و به کارگیری تحریرات ریز در صدای وی مخصوص خود اوست و چنین سبکی در هیچ کجای کردستان، به جز سنندج و در نواحی صلوات آباد، وجود نداشته و ندارد ... ».

لحن محزون و بسیار دلنشین و وسعت صدا و تحریرهای ریز پی در پی در صدای اوج ، از ویژگی های آواز سید علی اصغر کردستانی است. آوای جانسوز و دلنشین او حتی شنوندگانی را که به زبان کردی آشنا نیستند و مفهوم کلمات آوازها و ترانه های او را نمی دانند ، مجذوب و محظوظ می کند. استاد قبل از سال 1905 (به احتمال زیاد 1270 هجری یا 1891 میلادی) ازدواج کرده است و ثمره این ازدواج سه پسر به نامهای سید عبدالاحمد، سید مسیح و سید علی اشرف و دو دختر به نامهای زهرا و شرافت بوده اند. استاد علی اصغر کردستانی خواننده بزرگ و از افتخارات مردم کرد در سال 1315 شمسی در زادگاهش روستای صلوات آباد چشم از جهان فرو بست و همانجا به خاک سپرده شد اما صدای گرمش تا ابد نوازشگر گوش و جان مردم کرد زبان خواهد بود.

سید علی اصغر کردستانی
تصویر سید علی اصغر کردستانی در میانسالی
تصویر سید علی اصغر کردستانی در میانسالی
اطلاعات هنرمند
نام اصلی سید علی اصغر بابا شهابی
نام مستعار سید علی اصغر کردستانی
زادروز 1250 هجری، ۱۸۷۱ (میلادی) میلادی،صلوات آباد، سنندج، کردستان
اهل کشور Flag of Iran.svg ایران
درگذشت 1311 هجری، ۱۹۳۲ (میلادی) میلادی،صلوات آباد، سنندج، کردستان
سبک‌ها موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی مقامی
کار(ها) خوانند

سه شنبه هفدهم بهمن 1391 :: 8:44 ::  نويسنده : وحید اکجوان


شهرام ناظری (زادهٔ ۲۹ بهمن ۱۳۲۸ در کرمانشاه) خواننده، موسیقی‌دان و استاد موسیقی ایرانی، کردی و موسیقی مقام ایرانی است. ناظری در بیشتر آثار خود از شعرهای مولانا بهره برده‌است و طی ۳۰ سال فعالیت توانسته سبک جدیدی از موسیقی که آمیخته به ادبیات حماسی و عرفانی ایران است را بوجود آورد. ناظری علاوه بر بهره گیری از شعرهای مولوی در زمینهٔ استفاده و استوارسازی شعر معاصر پارسی بر روی موسیقی سنتی ایرانی نیز پیشرو بوده‌است. وی تاکنون بیش از ۴۰ آلبوم موسیقی منتشر کرده‌است.


استاد ناظری دارای قویترین صدا در آواز ایران است.وی سرشناس ترین چهره موسیقی ایرانی در جهان است.

زندگی

کودکی و نوجوانی

شهرام ناظری در کرمانشاه، در خانواده‌ای کرد زبان و آشنا با موسیقی و شعر به دنیا آمد. وی صدای دلنشینش را از پدر و مادر خویش به یادگار دارد و از دوران خردسالی توسط مادرش با شعر و آواز آشنا شد؛ پدرش نیز صدای لطیفی داشت و ضمن آشنایی با گوشه‌ها و ردیف‌های آواز ایرانی، سه‌تار هم می‌نواخت. وی از سبک قدما و خوانندگان آن دیار به خصوص «شیخ داوودی» خوانندهٔ بزرگ آن زمان بهره گرفته و نیز داشته‌هایش را در اختیار فرزندش گذاشت.
بزرگ این خانواده، استاد حاجی خان ناظری (پرویز خان پورناظری) خود از شاگردان درویش خان و کلنل وزیری بوده‌است. اکثر موسیقی‌دانان کرمانشاه توسط وی با نت و موسیقی اصیل ایرانی آشنا شده‌اند.
این محیط مناسب هنری موجب شد تا شهرام ناظری بتواند در سن ۹ سالگی اولین برنامهٔ هنری خود را در رادیوی کرمانشاه همراه با تار زنده یاد درویشی، از نوازندگان معروف آن زمان کرمانشاه، اجرا نماید. پس از آن در سن ۱۱ سالگی نیز توانست در رادیو تلویزیون ایران چند برنامهٔ دیگر آواز ایرانی اجرا کند. ناظری برای پر بارتر کردن درک موسیقی خود ارتباط بیشتری با پسر عمویش کیخسرو پورناظری و درویش نعمت علی خراباتی برقرار کرد که این ارتباط تأثیر بزرگی بر فهم او از موسیقی محلی و کردی ایران داشت.

آغاز فعالیت حرفه‌ای

ناظری همواره در پی بهره‌بردن از مکاتب و استادان مختلف بوده‌است. وی در سال ۱۳۴۵ برای بهره‌گیری از محضر اساتیدی چون عبدالله دوامی، نورعلی خان برومند، عبدالعلی وزیری و محمود کریمی، عازم تهران شد و ضمن بهره‌گیری از محضر این اساتید، سه‌تار را نیز نزد استادان احمد عبادی، جلال ذوالفنون و محمود هاشمی فرا گرفت. شهرام ناظری به مدت یک سال نیز در تبریز با نوازندگان و موسیقی‌دانان آن دیار مانند غلامحسین بیگجه‌خانی و فرنام قیطانچیان که خود از شاگردان اقبال آذر بودند در زمینه موسیقی ایرانی کار کرد.

درسال ۱۳۵۴ بنا به پیشنهاد نورعلی‌خان برومند به استخدام رادیو تلویزیون ایران در آمد و اولین برنامهٔ خود را با گروه شیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی با مثنوی مولوی و ترانه‌ای از شیخ بهایی اجرا کرد، پس از آن با گروه عارف به سرپرستی حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان کار خود را ادامه داد. ناظری درسال ۱۳۵۵ در نخستین آزمون موسیقی سنتی ایران با نام باربد شزکت کرد و توانست «مقام نخست» را در رشتهٔ آواز در این آزمون بدست آورد. در سال ۱۳۵۶ همراه با گروه سماعی به سرپرستی اصغر بهاری و حسن ناهید برای اجرای کنسرت در جشنوارهٔ توس انتخاب شد.




همکاری با هنرمندان

ناظری از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پی‌گیر و بی‌وقفه، آلبوم‌های چاووش ۲، ۳، ۴، ۷ و ۸ را با همکاری گروه چاووش، گروه شیدا و گروه عارف به سرپرستی محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان، آلبوم مثنوی موسی و شبان را با همکاری جلال ذوالفنون و بهزاد فروهری، بنمای رخ را با همکاری نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی سنتی ایران و گروه مولانا به سرپرستی جلیل عندلیبی، آلبوم صدای سخن عشق را باهمکاری گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همکاری گروه عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان تهیه کرد.

او در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ به روش‌های مختلف مشغول تدریس موسیقی و ردیف‌های آوازی به علاقه‌مندان گردید. در این دوران آثار زمستان، بشنو از نی و نجوا را منتشر نمود. از سال ۱۳۶۴ به بعد با همکاری گروه‌های موسیقی ایرانی کارهای زیبایی را به بازار موسیقی عرفانی و اصیل ایرانی عرضه ساخت که از درخشان‌ترین این آثار می‌توان شورانگیز با همکاری حسین علیزاده، گل صد برگ و آتش در نیستان با همکاری جلال ذوالفنون، یادگار دوست و ساقی‌نامه ۱ و ساقی‌نامه ۲ را با همکاری کامبیز روشن‌روان نام برد. در این سالهاست که ناظری آلبوم بی‌قرار را با همکاری گروه جلیل عندلیبی و همچنین کنسرت اساتید موسیقی ایران را با همکاری گروه اساتید (گروه فرامرز پایور) منتشر ساخته‌است.

در سالهای دهه هفتاد خورشیدی شهرام ناظری آثار بسیاری را اجرا نمود که از آن جمله می‌توان به آلبومهای نوروز (آلبوم) به همراهی با حسین علیزاده، مهتاب رو را با گروه تنبور شمس و دل شیدا را با آهنگسازی فرامرز پایور اشاره نمود. همکاری ناظری با کامکارها نیز منجر به آفرینش دو اثر ماندگار به نامهای کنسرت کامکارها ۷۶ و کنسرت ۷۷ گشته‌است. وی با انتشار دو آلبوم ساز نو آواز نو و به ویژه سفر به دیگر سو مسیر نوینی از موسیقی خویش را نمایان ساخت بطوریکه سفر به دیگر سو را دکترین موسیقیایی خود می‌داند.

شهرام ناظری در دهه هشتاد خورشیدی را به پژوهش و مسیریابی برای ارایه موسیقی نوین پرداخت. پژوهش بر نحوه اجرای شاهنامه فردوسی و پروژه مولوی که در سال جهانی مولانا از فعالیتهای وی در این سالهای می‌باشد. وی در این سالها چندین آلبوم دیگر منتشر کرد که آثار آواز اساطیر، لیلی و مجنون (آلبوم)، لولیان، مولویه (آلبوم) و سفر عسرت از آن جمله می‌باشند.

سبک آوازخوانی



ناظری خواننده‌ای است که در آثارش روحیه تکرار ناپذیری دارد و همواره تلاش نموده‌است که نگرش و تجربه‌ای جدید را در آواز و موسیقی بوجود آورد. وی تحریرهای ریتمیک و خاصی را از سالهای پایانی دهه هفتاد خورشیدی در آثارش استفاده نمود، از جمله این آثار می‌توان به آلبوم‌های ساز نو آواز نو، سفر به دیگر سو، لولیان و مولویه (آلبوم) شاره کرد.

حدود سی سال پیش دکتر داریوش صفوت بنیان گذار مرکز اشاعه و حفظ موسیقی سنتی، ارزش صدای ناظری را در ویژگی‌های حماسی آن تشخیص داد و چنین تشریح نمود که:


در صدای ناظری لنگرها، دندانه‌ها و آکسنهای خاصی وجود دارد که به آن حس حماسی بخشیده‌است. این لحن حماسی قرنها پیش در آواز ایرانی وجود داشته اما به دلیل مسائل تاریخی کمرنگ شده و به تدریج از بین رفته‌است.




توجه خاص به مولانا

ناظری در اجرای شعرهای مولوی پیشرو تمامی خوانندگان بوده‌است. آلبوم مثنوی موسی و شبان و صدای سخن عشق رویکرد جدیدی به موسیقی و شعر عرفانی محسوب می‌شود که ناظری در سالهای پایانی دهه پنجاه و سالهای آغازین دهه شصت خورشیدی از خود بر جای گذاشت. همچنین در سال ۱۳۶۴ به مناسبت گرامی داشت هشتصمدین زادروز مولوی دو اثر گل صد برگ و یادگار دوست را منتشر کرد. اثر یادگار دوست به عنوان اولین سمفونی ایرانی و گل صد برگ به عنوان یکی از پرفروش ترین اثار موسیقی ایران، هر دو انقلابی در موسیقی سنتی ایران بوجود آوردند. این یادواره بار دیگر دو دهه بعد برای بزرگداشت مولانا، تکرار شد. از دیگر آثار برجسته ایشان که بر روی شعرهای مولوی اجرا شده می‌توان به آلبوم مولویه (آلبوم) نیز اشاره کرد که از سوی بوستون گلوب و لس آنجلس تایمز به عنوان یکی از پنج آلبوم برتر موسیقی سال ۲۰۰۷ در سطح جهان انتخاب گردید

شاهنامه خوانی

یکی از ویژگی‌های بارز شهرام ناظری نسبت به خوانندگان هم‌عصرش توجه ویژهٔ وی به اسطوره‌ها و تحقیق و جستجو در خصوص لحن‌های حماسی گمشدهٔ آواز ایرانی است. وی نخستین خواننده‌ای است که برای شاهنامه خوانی پژوهشی چندین ساله کرد و در آمریکا، فرانسه و تونس اجراهای صحنه‌ای شاهنامه خوانی داشت.

ناظری شاهنامه را در سه بستر ارائه می‌دهد:

1.       اجرای شاهنامه و ارائهٔ آن با موسیقی مقامی، برگرفته از فضای فکری و قومیتهای ایرانی. این نوع، در آکادمی کارتاژ تونس که یک شهر تاریخی با پیشینه ۴ هزار ساله‌است و همچنین در جشنواره سن فلوران فرانسه اجرا شده‌است.

2.       اجرای شاهنامه با ارکستر بزرگ کلامی بر مبنای موسیقی دستگاهی. در این بخش ناظری به همراه کیوان ساکت بر روی شاهنامه کار کرده‌است.

3.       برداشت سوم نیز اجرای شاهنامه با گروه اینترنشنال در نیویورک با همراهی حافظ ناظری است که نمونه آن در سال ۲۰۱۰ در سالن کارنگی هال نیویورک اجرا شده‌است.

شهرام ناظری با تلاش‌ها و اجراهایی که تا کنون داشته‌است راه را برای شاهنامه خوانی خوانندگان جوان هموار نموده‌است.

نوآوری‌های ناظری

شهرام ناظری به جهت روحیه خلاقانه و تکرار ناپذیری اش بسیار معروف است. از این رو آثارش همراه با پژوهشهای موسیقیایی و نوآوریهای بکر همراه بوده می‌باشد. وی نخستین خواننده‌ای است که ساز تنبور را همراه با گروه تنبور شمس به صورت شایسته و گسترده‌ای به دوستداران موسیقی شناساند. همچنین اجرای شعر نو به صورت آواز بر موسیقی ایرانی در سالهای پایانی دهه پنجاه خورشیدی برای نخستین بار توسط وی انجام شده‌است.

افتخارات

   دریافت جایزهٔ «بهترین موسیقی عرفانی جهان» در سال ۱۹۹۷ میلادی در جشنوارهٔ فاس مراکش.

وی پس از دریافت این جایزه از سوی مطبوعات آمریکا لقب پاواروتی ایران را نیز دریافت کرد.

   دریافت نشان «شوالیه ادب و هنر» از سوی دولت فرانسه در مهرماه ۱۳۸۶ (اکتبر ۲۰۰۷).
   این نشان بالاترین نشان فرهنگی فرانسه‌است و پاس‌داشتی است از طرف دولت فرانسه به هنرمندانی که تلاش ویژه‌ای در جهت اعتلای فرهنگ و هنر دارند.
   دریافت عنوان هنرمند برتر آسیا از طرف مجمع آسیاسوسایتی.

در این مراسم بان کی‌مون دبیر کل سازمان ملل متحد تقدیر ویژه‌ای از شهرام ناظری به عمل آورد.

   دریافت جایزهٔ «اسطورهٔ زنده»  از دانشگاه یوسی‌اِل‌اِی.
   دریافت نشان طلایی سماع بارگاه مولانا از دست اسین چلبی نواده مولانا در سال ۱۳۸۶ در شهر قونیه ترکیه و انتخاب به عنوان رییس افتخاری مرکز مولانا پژوهی دانشگاه سلجوق در ایران. دریافت کلید طلایی شهر خوی و مقبرهٔ شمس در جشنوارهٔ بین المللی شمس تبریزی در آبان ۱۳۸۶.
   دریافت لوح سپاس از شهرداری شهر ایرواین کالیفرنیا به پاس قدردانی از تلاشهای شهرام ناظری در ترویج پیام معنوی صلح در قالب موسیقی و شعرهای مولوی
   نامگذاری روز ۲۵ ماه فوریه سال ۲۰۰۶ به نام «شهرام ناظری»، توسط رئیس شواری شهر و شهردار سن دیه گو در حوزهٔ جغرافیایی سن‌دیه‌گوی ایالت کالیفرنیا. در مدت کوتاهی پس از این نامگذاری، کنگرهٔ آمریکا نیز با اهدای لوح سپاس از وی تقدیر نمود.
   دریافت تقدیرنامه از سوی دانشگاه هاروارد به دلیل نقش موثر ناظری در معرفی مولوی به دنیای غرب و نوآوری در موسیقی ایرانی و جذب مخاطبان غربی.

اجراهای زنده

شهرام ناظری از دوران نوجوانی بارها به روی صحنه رفته و برنامه زنده اجرا نموده‌است. اجراهای او در سالنهای مشهور دنیا همچون «کارنگی هال» و کداک تیاتر" باعث آشنایی بسیاری از غیر ایرانیان با موسیقی سنتی ایرانی شده‌است.

اجراهای زنده در داخل کشور

وی تنها خواننده برجسته ایرانی است که با وجود امکانات محدودی سالن شهرستانهای ایران به جهت علاقه‌ای که به مردم دارد بطور پیوسته در شهرستانهای مختلف اجرای زنده داشته‌است. اجراهای او در شهرهای آمل، نور، چالوس، خوی، بوشهر و قزوین از آن جمله می‌باشند.

اجراهای زنده در خارج از ایران

برخی از اجراهای خارج از کشور وی چنین می‌باشند:

   جشنوارهٔ اکس پرونس فرانسه
   جشنوارهٔ آویگنون فرانسه
   تئاتر شهر پاریس
   جشنوارهٔ تابستانی توکیو در دانشگاه توکیو
   سالن اسکار لس آنجلس
   رویال آلبرت هال لندن
   باربیکن
   سالن فستا دل پیپل ایتالیا
   جشنواره بیتدین لبنان
   فیلارمونی آلمان
   انجمن آسیایی
   موسسه جهانی موسیقی
   آکادمی موسیقی بروکلین در نیویورک
   جشنواره اروپایی رم در ایتالیا
   جشنواره سائوپولو در برزیل
   جشنواره فاس مراکش
   جشنواره هنری کارتاژ تونس
   جشنواره‌های فلورانس، ونیز، بارسلون، مادرید، ژنو، بروکسل
   کنسرتهای مختلف در شهرهای اروپا
   کنسرت در اروپا با حسین علیزاده در سال ۲۰۱۱

آثار

منتشر شده

   چاووش ۲
   چاووش ۳
   چاووش ۴
   چاووش ۷
   چاووش ۸
   مثنوی موسی و شبان، ۱۳۵۸
   صدای سخن عشق، ۱۳۵۸
   باد صبا (باد صبا می‌آید)
   زمستان
   نجوا، پاییز ۱۳۶۳
   بشنو از نی
   گل صد برگ (به یاد هشتصدمین سال تولد مولانا)
   بنمای رخ - شعر و عرفان، مرداد ۶۳
   یادگار دوست، ۱۳۶۴
   بهاران آبیدر، بهمن ۱۳۶۴
   لاله بهار، ۱۳۶۵
   کیش مهر
   بی قرار
   شورانگیز، تالار وحدت، تابستان ۱۳۶۷
   درگلستانه، زمستان ۱۳۶۶
   ساقی‌نامه ۱ (سوته‌دلان)
   ساقی‌نامه ۲ (نسیم صبحگاهی)
   آتش در نیستان، ۱۳۶۷
   کنسرت اساتید موسیقی ایران، پاییز ۱۳۶۸
   چشم به راه، اردیبشت ۱۳۷۰
   سخن تازه
   کنسرتی دیگر، بهار ۷۲
   دل شیدا، زمستان ۱۳۷۱
   مهتاب‌رو
   حیرانی
   لیلی و مجنون ضبط ۱۳۶۸
   کنسرت کامکارها ۷۶، تابستان ۷۶
   کنسرت ۷۷، مهر ۱۳۷۷
   ساز نو آواز نو
   آواز اساطیر یا نغمههای ساسانی (شاهنامه کردی)    سفر به دیگر سو، ۱۹۹۸
   غم زیبا، بهار ۸۲
   لولیان
   مولویه که به شور رومی نیز معروف است  ۲۰۰۷
   سفر عسرت
   منتشر شده تنها در اروپا
   نوروز (ایران کردستان) - سرپرست گروه: حسین علیزاده - اجرا ۱۹۹۰ آلمان - انتشار ۱۹۹۵- ناشر شرکت:World network    بیعت با مولوی: شهرام ناظری و گروه دستان، قطعههای این آلبوم همان قطعههای آلبومهای ساز نو آواز نو و سفر به دیگر سو میباشد.
منتشر نشده
   مرکب خوانی (راست پنجگاه) - به علت عدم دریافت مجوز ضبط نشده
   کنسرت افشاری
   زاگرس - آهنگساز: ارسلان کامکار. این آلبوم در حال کار میباشد.
   کنسرت گروه عارف در تالار وزارت کشور ۱۳۸۳- عدم دریافت مجوز
   آلبوم دود دل - آماده انتشار
   کنسرت پائیز ۸۷ برای بزرگداشت نیما یوشیج در استان مازندران
دیداری
   سلیمانیه عراق - کردی
   گل صد برگ - کنسرت آمریکا
   صدای سخن عشق - کنسرت لندن
   آتش در نیستان
   شورانگیز
   گروه کامکارها - مجموعهٔ ورزشی انقلاب، تابستان ۷۶
   کنسرت ۷۷
   شور رومی یا مولویه، ارائه شده به جایزهٔ گرمی
دیگر آثار
   بیست سال با آثار پرویز مشکاتیان، تابستان ۸۲ (در این آلبوم شهرام ناظری تنها آهنگ «محبوب من وطن» را خواندهاست.)
   کنسرت افشاری ۶۲
   قطعههایی آوازی که به اشتباه به مناجاتهای ناظری معروف شدهاند و برخی اوقات از رادیو پخش میشوند.(این آثار بدون اجازهٔ استاد از رادیو پخش شدهاست و همگی بدون موسیقی اند




بزرگان موسیقی عرفانی

سبرای اهل موسیقی همیشه این افسوس وجود داشته که ای کاش سید خلیل عالی نژاد به جای پرداختن به بحث و جدل های نافرجام با کج اندیشان، تنها به موسیقی می پرداخت. بی گمان اگر او زنده می ماند و مجالی برای فعالیت داشت یک تنه افق های جدیدتری را بر روی موسیقی عرفانی ایران می گشود."سرویس موسیقی: دوستداران موسیقی عرفانی هیچگاه کوچ زودهنگام و تراژیک سیدخلیل عالی نژاد اسطوره موسیقی عرفانی کرمانشاه را از یاد نمی برند. نابغه ای که خیلی زود از میان جامعه هنری رفت و افسوس بسیاری را برای اهل هنر و دوستداران موسیقی بر جای گذاشت. عالی نژاد بی گمان یکی از برجسته ترین هنرمندان فعال در عرصه موسیقی عرفانی ایران بود که در طول زندگی کوتاه هنری اما پربار خود توانست اثرات بسیار عمیقی را بر موسیقی عرفانی برجای بگذارد. او در موسیقی تنبور غرق شده و بدل به یکی از ستون های اصلی موسیقی عرفانی گشته بود، جایگاهی رشک برانگیز که البته مورد حسد بسیاری نیز بود.عضویت در اولین گروه تنبور نوازی در ایرانسید خلیل عالی نژاد تنبورنوازی را در سن پانزده سالگی (سال 51) نزد استاد سید نادر طاهری در زادگاهش صحنه آغاز کرد و یک سال بعد برای فراگیری سه تار و تنبور، نزد سید امرا.. شاه ابراهیمی، از اساتید برجسته آن سال های تنبور رفت، که تاثیر بسیاری در پیمودن پله های ترقی توسط وی داشت.در سال 53 استاد شاه ابراهیمی با گردهم آوردن شاگردان خود اولین گروه تنبورنوازی را در کرمانشاه تشکیل داد. شاگردان وی در آن زمان عبارت بودند از: سید قاسم حقیقت نژاد، سید فرخ حقیقی، محمدحسین اسفندیاری، معصوم شربتی و سید خلیل عالی نژاد.حضور در گروه تنبورنوازی استاد شاه ابراهیمی، فرصت مناسبی برای بروز استعدادهای سید خلیل جوان بود. او با این گروه اولین کنسرت خود را در سال 54 در تالار رودکی اجرا کرد. در این سال وی به همراه استاد شاه ابراهیمی و دیگر تنبورنوازان نخستین گروه نوازی تنبور در ایران را در تالار وحدت (رودکی) به روی صحنه بردند و طی چند شب متوالی مقام های باستانی تنبور همانند: جلو شاهی، بایه بایه و خان امیری را اجرا کردند.سید خلیل در سال 55 نزد استاد عابدین خادمی از اساتید حوزه گوران (ساکن تهران) رفت و از محضر وی بهره گرفت. او سال بعد به توصیه استاد شاه ابراهیمی، نزد کیخسرو پورناظری رفت و به تکمیل سه تار نوازی، فراگیری نت و تئوری موسیقی پرداخت.تنبورنوازی در رادیو و تلویزیونانتخاب مظهر خالقی به عنوان مدیرکل رئیس رادیو و تلویزیون کرمانشاه در سال 56 همراه با تغییر و تحولاتی در عرصه موسیقی بود. خالقی در بدو ورود خود اقدام به تاسیس مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به سرپرستی مسعود زنگنه کرد، و برای اولین بار رادیو و تلویزیون وقت یک ارکستر تنبور تشکیل داد. در این ارکستر هفت نفر تنبورنواز (که اغلب از شاگردان استاد شاه ابراهیمی بودند) حضور داشتند که عبارت بودند از: سید خلیل عالی نژاد، سید یحیی رعنایی، سید فرامرز رعنایی، سید احمد احمدی، سید قاسم حقیقت نژاد، معصوم شربتی و گل نظر عزیزی. همچنین مجتبی سلاح ورزی (دف)، علیرضا بس دست (نی) و سیاوش نورپور (سه تار) این گروه را همراهی می کردند و سید مرتضی شریفیان و سید جلال محمدیان نیز خوانندگی گروه را بر عهده داشتند.کار این گروه به حدی پیشرفت کرد که کمتر از یکسال، مهیای اجرای کنسرت در تالار رودکی شد و به مدت یک هفته در این تالار به اجرای برنامه پرداخت.سیاوش نورپور در کتاب تاریخ موسیقی کرمانشاه تألیف ایرج نظافتی در مورد خاطرات آن کنسرت و اجرای آهنگ خاطره انگیز "باز هوای وطنم" می گوید: در شب دوم اجرا من و تمام اعضای گروه به آقای سید جلال محمدیان گفتیم که آهنگ باز هوای وطنم را باید امشب یاد بگیری و فردا آن را اجرا کنیم و گرنه ما شنونده ای در سالن نخواهیم داشت. با اصرار فراوان این آهنگ را به ایشان تحمیل نمودیم و پس از تمرین مکرر فردا در تالار وحدت غوغایی به پا شد.آهنگ باز هوای وطنم در روز سوم کنسرت در استودیو ضبط و از رادیو ایران پخش شد و سال ها آهنگ روز بود.سید خلیل عالی نژاد در همان سال به توصیه کیخسروپورناظری به دانشکده هنر می رود و ثمره ی این دوران، نوشتن پایان نامه ای با عنوان «تنبور از دیرباز تاکنون» است که از منابع مهم در زمینه تنبور می باشد.ستاره گروه تنبور شمسگروه تنبور شمس توسط کیخسرو پورناظری در سال 1359 تشکیل شد و سیدخلیل عالی نژاد در کنار کسانی همانند: علی اکبر مرادی، کیهان کلهر، سیاوش نورپور، سید مرتضی شریفیان، علی علیئی و سید جلال محمدیان، از اعضای اولیه این گروه بودند. کاست زیبای "صدای سخن عشق" حاصل همکاری عالی نژاد و گروه شمس است، که عالی نژاد در آن تکنوازی کرده و جواب آواز شهرام ناظری را نیز برعهده دارد.عالی نژاد در سال های میانی دهه 60 گروه شمس را ترک کرده و "گروه تنبورنوازی باباطاهر" را تشکیل داد، که حاصل کار این گروه چهار آلبوم به نام های: "آوای قلندری"، "سماع مستان"، "آئین مستان" و "ثنای علی" است که از این میان تنها دو آلبوم آخری مجوز انتشار پیدا کردند.سید خلیل عالی نژاد در سال 66 در سومین جشنواره موسیقی فجر عنوان بهترین تکنواز را به دست آورد. همچنین در جشنواره بعدی نیز به همراه علی اکبر مرادی از برگزیدگان این جشنواره بود.کوچ به تهران و مرگ تراژیک در غربتعالی نژاد جدای از فعالیت های موسیقی، به بحث و جدل با بعضی فرق اهل حق نیز می پرداخت و همین ویژگی نیز برای او دشمنان بسیاری را پدید آورده بود. کشمکش های میان او مخالفانش آنقدر بالا گرفته بود که یکبار مخالفان منزلش را محاصره کرده و بار دیگر نیز در بازار شهر صحنه با وی به شدت درگیر شدند. عرصه بر عالی نژاد آنقدر تنگ شد که مجبور شد برای در امان ماندن از تهدیدات روزافزون مخالفانش در سال 1374 زادگاه خود را ترک کرده و در سعادت آباد تهران اقامت گزیند. سال های حضور در تهران چندان خوشایند وی نبود و از فعالیت های موسیقیایی اش بسیار کاسته شده بود. عالی نژاد در سال 79 از سوئد دعوتنامه‌ای برای آموزش تنبور دریافت کرده و به آنجا سفر می کند. اما یک سال از اقامت او نگذشته بود که در 27  آبان سال 80 در گوتنبورگ سوئد به طرز فجیعی به قتل رسیده و قاتلان بی رحمانه جسد بی جانش را نیز در آتش می سوزانند.مرگ سید خلیل عالی نژاد واقعه ای بسیار تلخ برای موسیقی ایران بود. او یک نابغه تمام عیار در زمینه موسیقی بود و علاوه بر موسیقی مقامی کرمانشاه، بر ردیف سازی و آوازی موسیقی سنتی ایران نیز تسلط کامل داشت. همچنین تار و سه تار را با قدرت و صلابت بسیار می نواخت. عالی نژاد به زیبایی شعر می گفت و تخلصش "بی قرار" بود. او تحقیقات فراوانی در زمینه کتب قدیمی، تقویم کردی و متون کهن یارستان انجام داده بود. عالی نژاد حدود 10 سال از عمرش را صرف تحقیق درباره نجوم و گاه شماری کردی مورد نیاز جامعه یارسان کرد، که نتیجه آن ارائه "تقویم کردی گرمسیری سلطانی" است که پس از تایید آن توسط مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، هر چند وقت یکبار در تعداد محدودی به چاپ می رسد. نکته جالب توجه اینکه ارائه این تقویم باعث شد تا بسیاری از مشکلات جامعه اهل حق (یارسان) برطرف گردد.برای اهل موسیقی همیشه این افسوس وجود داشته که ای کاش سید خلیل عالی نژاد به جای پرداختن به بحث و جدل های نافرجام با کج اندیشان، تنها به موسیقی می پرداخت. بی گمان اگر او زنده می ماند و مجالی برای فعالیت داشت یک تنه افق های جدیدتری را بر روی موسیقی عرفانی ایران می گشود.

روحش شاد و راهش پر رهروید خلیل عالی نژاد اسطوره موسیقی عرفانی



http://rotten-grace.persiangig.com/Draw12.jpg



سید خلیل عالی نژاد

.: Weblog Themes By Pichak :.


 
   
منبع کد های جاوا اسکریپ وقالب وب
کد پیغام خوش آمدگویی
منبع کد های جاوا اسکریپ وقالب وب
پرینت

کد متحرک کردن عنوان وب

کدهای رایگان وبلاگ